wartlike

[ایالات متحده]/[ˈwɔːtlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːrtlaɪk]/

ترجمه

adj. شبیه به زائده؛ پوشیده از زائده‌ها؛ تهاجمی؛ جنگجو.

عبارات و ترکیب‌ها

wartlike appearance

ظاهر جنگ‌زده

wartlike growths

رشد جنگ‌زده

wartlike texture

بافت جنگ‌زده

wartlike skin

پوست جنگ‌زده

wartlike protrusion

برآمدگی جنگ‌زده

wartlike bump

گره جنگ‌زده

wartlike surface

سطح جنگ‌زده

wartlike mass

توده جنگ‌زده

wartlike formations

تشکیل جنگ‌زده

wartlike feel

احساس جنگ‌زده

جملات نمونه

the old house had wartlike growths on its exterior walls.

خانه قدیمی دارای برجستگی‌های شبیه به زگیل روی دیوارهای بیرونی بود.

he described the landscape as wartlike and barren.

او مناظر را شبیه به زگیل و بایر توصیف کرد.

the actor's makeup gave him a wartlike appearance.

گریم بازیگر به او ظاهری شبیه به زگیل داد.

the rock formations were strangely wartlike in shape.

شکل سنگ‌ها به طرز عجیبی شبیه به زگیل بود.

the tumor had a wartlike texture when touched.

تومور در هنگام لمس بافتی شبیه به زگیل داشت.

the plant developed wartlike nodules on its stem.

گیاه گره‌های شبیه به زگیل روی ساقه خود ایجاد کرد.

the surface of the asteroid was covered in wartlike craters.

سطح سیارک با گودال‌های شبیه به زگیل پوشیده شده بود.

the artist used a wartlike motif in the sculpture.

هنرمند از یک طرح شبیه به زگیل در مجسمه استفاده کرد.

the skin condition gave her a wartlike rash.

وضعیت پوست باعث ایجاد بثورات شبیه به زگیل در او شد.

the terrain was uneven and wartlike, difficult to traverse.

زمین ناهموار و شبیه به زگیل بود و عبور از آن دشوار بود.

the fungus produced wartlike structures on the tree bark.

قارچ ساختارهایی شبیه به زگیل روی پوست درخت ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید