versify

[ایالات متحده]/'vɜːsɪfaɪ/
[بریتانیا]/'vɝsɪfaɪ/

ترجمه

تعریف انگلیسی:
vi. شعر سرودن
vt. به صورت شعر بیان کردن؛ تبدیل به شعر کردن.

جملات نمونه

versify stories from the Bible.

تبدیل داستان‌های کتاب مقدس به شعر.

it was never suggested that Wordsworth should simply versify Coleridge's ideas.

هیچ‌وقت پیشنهاد نشد که وردزورت باید صرفاً ایده‌های کلریدج را به شعر تبدیل کند.

The effect of ethylene comonomer content on the crystallization, mechanical and viscoelastic properties of VERSIFY copolymers was studied by DSC, DMTA, POM and WAXD.

اثر محتوای کو‌مونومر اتیلن بر خواص کریستالیزاسیون، مکانیکی و ویسکوالاستیک کوپلیمرهای ورسیفی توسط DSC، DMTA، POM و WAXD مورد مطالعه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید