poetize

[ایالات متحده]/ˈpəʊətaɪz/
[بریتانیا]/ˈpoʊətaɪz/

ترجمه

vt. به طور شاعرانه توصیف کردن
vi. شعر نوشتن
v. شعر سرودن

عبارات و ترکیب‌ها

poetize the moment

شاعرانه کردن لحظه

poetize your thoughts

شاعرانه کردن افکار خود

poetize everyday life

شاعرانه کردن زندگی روزمره

poetize the world

شاعرانه کردن جهان

poetize the silence

شاعرانه کردن سکوت

poetize the night

شاعرانه کردن شب

poetize your feelings

شاعرانه کردن احساسات خود

poetize lost love

شاعرانه کردن عشق گمشده

poetize the journey

شاعرانه کردن سفر

جملات نمونه

she loves to poetize her experiences in life.

او عاشق شاعری کردن تجربیات زندگی خود است.

many artists poetize their emotions through various forms of art.

بسیاری از هنرمندان احساسات خود را از طریق اشکال مختلف هنر شاعری می‌کنند.

he tends to poetize the beauty of nature in his writings.

او معمولاً زیبایی طبیعت را در نوشته های خود شاعری می‌کند.

to poetize the mundane can reveal deeper meanings.

شاعری کردن امور روزمره می‌تواند معانی عمیق‌تری را آشکار کند.

they often poetize their love stories in heartfelt verses.

آنها اغلب داستان‌های عشق خود را در ابیات صمیمانه شاعری می‌کنند.

she can poetize even the simplest moments in life.

حتی او هم می‌تواند حتی ساده‌ترین لحظات زندگی را شاعری کند.

to poetize one's thoughts can be a therapeutic process.

شاعری کردن افکار یک فرد می‌تواند یک فرآیند درمانی باشد.

he tries to poetize his struggles to inspire others.

او سعی می‌کند تا مبارزات خود را شاعری کند تا دیگران را الهام بخشد.

they poetize their travels through vivid descriptions.

آنها سفر خود را از طریق توصیفات زنده شاعری می‌کنند.

in her paintings, she seeks to poetize the human experience.

در نقاشی‌های خود، او به دنبال شاعری کردن تجربه انسانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید