vertically

[ایالات متحده]/'və:tikəli/
[بریتانیا]/ˈvə..tɪk l..ɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طوری که عمود بر افق باشد، ایستاده یا در موقعیت عمودی، به شدت در قله بالا می‌رود.

عبارات و ترکیب‌ها

arranged vertically

چیده شده به صورت عمودی

written vertically

نوشته شده به صورت عمودی

aligned vertically

تراز شده به صورت عمودی

scroll vertically

اسکرول به صورت عمودی

جملات نمونه

The human brain is divided vertically down the middle into two hemispheres.

مغز انسان به صورت عمودی در وسط به دو نیمکره تقسیم شده است.

Unlike some birds, it does not dive vertically.

برخلاف برخی از پرندگان، به صورت عمودی شیرجه نمی زند.

These days everybody has to be politically correct. I even heard someone the other day calling a short person ‘vertically challenged’!

امروزه همه باید از نظر سیاسی مودب باشند. حتی شنیدم که کسی روزی یک فرد کوتاه قد را 'با چالش قد مواجه' صدا کرده است!

They use a paper string to suspend a pipeful of rice, put a stick vertically into a jar of rice and sling the whole jar up.

آنها از یک نخ کاغذی برای آویزان کردن یک لوله پر از برنج، قرار دادن یک چوب به صورت عمودی در یک پارچ برنج و پرتاب کردن کل پارچ به سمت بالا استفاده می‌کنند.

This is the formula for a thick vertically faulted slab with such a large throw that the downthrow side makes no contribution to the gravitational force .

این فرمول برای یک صفحه بزرگ با گسل عمودی با چنین جابجایی بزرگی است که سمت جابجایی شده هیچ تاثیری در نیروی گرانش ندارد.

Objective:To appraise the obturation capability of bonded vertically fractured posterior tooth using 3 different detin adhesive by microleakage tests and scan electron microscopy(SEM) observation.

هدف: ارزیابی قابلیت پر کردن دندان پشتی عمودی شکسته با استفاده از 3 چسب دنتین مختلف با استفاده از آزمایشات نشتی میکروسکوپی و مشاهده میکروسکوپ الکترونی (SEM).

Fire stops, fire safing, continuous metal safing support members, support clips for safing at slabs behind curtain wall systems and vertically where required and smoke stop or seal.

مانع آتش، ایمنی در برابر آتش، اعضای پشتیبانی فلزی مداوم، گیره های پشتیبانی برای ایمنی در سقف ها پشت سیستم های نمای شیشه ای و به صورت عمودی در صورت نیاز و مانع یا آب بند دود.

Red Dragon Waterfall: Due to crustal movement, the former parallel and accumbent red terrain rose up vertically and formed red valley about 100m high.

آبشار اژدهای سرخ: به دلیل جابجایی پوسته زمین، زمین سرخ موازی و ستونی سابق به صورت عمودی بالا آمد و یک دره سرخ به ارتفاع حدود 100 متر تشکیل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید