verve

[ایالات متحده]/vɜːv/
[بریتانیا]/vɜːrv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتیاق، انرژی، نیروی زندگی، روح (به ویژه در کارهای هنری یا ادبی)
Word Forms
جمعverves

جملات نمونه

Kollo sings with supreme verve and flexibility.

کالو با شور و انعطاف‌پذیری فوق‌العاده آواز می‌خواند.

He is invariably alert, usually enthusiastic, and always willing to tackle a new problem, usually with verve and irrepressibility.

او معمولاً هوشیار، معمولاً پرانرژی و همیشه آماده حل یک مشکل جدید، معمولاً با شور و نشاط و بی پروایی است.

She danced with verve at the party.

او با شور و نشاط در مهمانی رقصید.

The singer performed with great verve on stage.

خواننده با شور و نشاط فراوان روی صحنه اجرا کرد.

He tackled the project with verve and enthusiasm.

او با شور و اشتیاق به پروژه پرداخت.

The team played with verve and determination.

تیم با شور و قاطعیت بازی کرد.

The artist painted with verve and creativity.

هنرمند با شور و خلاقیت نقاشی کرد.

Her speech was delivered with verve and passion.

سخنرانی او با شور و اشتیاق ارائه شد.

The novel was written with verve and style.

این رمان با شور و سبک نوشته شد.

The chef cooked with verve and flair.

سرآشپز با شور و ذوق پخت.

The athlete competed with verve and determination.

ورزشکار با شور و قاطعیت مسابقه داد.

The play was performed with verve and energy.

نمایش با شور و انرژی اجرا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید