vexingly

[ایالات متحده]/[ˈvek.sɪŋ.li]/
[بریتانیا]/[ˈvek.sɪŋ.li]/

ترجمه

adv. به روشی آزاردهنده؛ به ناراحتی؛ به روشی که باعث آزار یا ناراحتی شود.

عبارات و ترکیب‌ها

vexingly slow

به طرز آزاردهنده ای کند

vexingly repetitive

به طرز آزاردهنده ای تکراری

vexingly complex

به طرز آزاردهنده ای پیچیده

vexingly difficult

به طرز آزاردهنده ای دشوار

vexingly persistent

به طرز آزاردهنده ای پیگیر

vexingly unclear

به طرز آزاردهنده ای نامشخص

vexingly long

به طرز آزاردهنده ای طولانی

vexingly similar

به طرز آزاردهنده ای مشابه

vexingly frustrating

به طرز آزاردهنده ای ناامیدکننده

vexingly ambiguous

به طرز آزاردهنده ای مبهم

جملات نمونه

the software glitches were vexingly persistent, delaying the project's completion.

مشکلات نرم‌افزاری به طرز آزاردهنده‌ای مداوم بودند و تکمیل پروژه را به تعویق انداختند.

the instructions were vexingly vague, leaving us unsure how to proceed.

دستورالعمل‌ها به طرز آزاردهنده‌ای مبهم بودند و ما را در مورد نحوه ادامه دادن مطمئن نکردند.

he found the new regulations vexingly restrictive, hindering his business operations.

او مقررات جدید را به طرز آزاردهنده‌ای محدودکننده یافت که مانع از عملکرد کسب و کار او شد.

the problem proved vexingly complex, requiring extensive research and analysis.

مشکل به طرز آزاردهنده‌ای پیچیده بود و نیاز به تحقیقات و تجزیه و تحلیل گسترده داشت.

the child's questions were vexingly repetitive, testing my patience.

سوالات کودک به طرز آزاردهنده‌ای تکراری بودند و صبر من را امتحان می‌کردند.

the situation became vexingly difficult, with no clear solution in sight.

وضعیت به طرز آزاردهنده‌ای دشوار شد، در حالی که هیچ راه حلی مشخص در دسترس نبود.

the traffic was vexingly slow, causing us to miss our appointment.

ترافیک به طرز آزاردهنده‌ای کند بود و باعث شد قرار ملاقات خود را از دست بدهیم.

the task seemed simple at first, but turned out to be vexingly intricate.

وظیفه در ابتدا ساده به نظر می‌رسید، اما در نهایت به طرز آزاردهنده‌ای پیچیده بود.

the error message was vexingly unhelpful, offering no clues to the problem.

پیام خطا به طرز آزاردهنده‌ای بی‌فایده بود و هیچ سرنخی در مورد مشکل ارائه نمی‌داد.

the process was vexingly convoluted, involving numerous unnecessary steps.

فرآیند به طرز آزاردهنده‌ای پیچیده بود و شامل مراحل غیرضروری متعددی می‌شد.

the design flaw was vexingly subtle, difficult to detect during testing.

نقص طراحی به طرز آزاردهنده‌ای ظریف بود و در طول آزمایش تشخیص آن دشوار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید