vicarious

[ایالات متحده]/vɪˈkeəriəs/
[بریتانیا]/vaɪˈkeriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از طریق تجربیات دیگران به دست آمده؛ به طور غیرمستقیم تجربه شده یا احساس شده.

عبارات و ترکیب‌ها

vicarious pleasure

لذت جانشین

vicarious experience

تجربه جانشین

vicarious liability

مسئولیت جایگزین

جملات نمونه

this catalogue brings vicarious pleasure in luxury living.

این فهرست لذت جانشینی را در زندگی لوکس به ارمغان می‌آورد.

The invalid received vicarious pleasure from reading travel stories.

افراد نامعتبر از خواندن داستان‌های سفر لذت غیرمستقیم بردند.

read about mountain climbing and experienced vicarious thrills.

در مورد صعود به کوه خواندند و از هیجان غیرمستقیم لذت بردند.

I love reading: I have an insatiable appetite for vicarious experience.

من عاشق خواندن هستم: اشتیاق غیرقابل اشباعی به تجربه جانبی دارم.

He gets vicarious thrills from watching people bungee jumping.

او از تماشای مردم در حال بungy jumping، لذت‌های جانبی به دست می‌آورد.

He gained vicarious pleasure from watching people laughing and joking.

او از تماشای مردم در حال خندیدن و شوخی کردن، لذت غیرمستقیم برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید