victimised

[ایالات متحده]/ˈvɪktəˌmaɪz/
[بریتانیا]/ˈvɪktəˌmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور ناعادلانه یا نادرست با کسی رفتار کردن، باعث رنج، سرزنش یا مجازات ناعادلانه او شدن

جملات نمونه

Don’t victimise the weak.

آسیب‌پذیرها را مورد آزار قرار نده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید