| جمع | vims |
full of vim and vigor
پر از نشاط و توان
in his youth he was full of vim and vigour.
در جوانی او پر از نشاط و توان بود.
arguing with his usual vim;
بحث با همان نشاط معمولش;
He set to his task with renewed vim and vigour.
او با اراده و توان تازه به انجام وظیفه خود پرداخت.
She approached the task with vim and vigor.
او این کار را با نشاط و توان انجام داد.
His vim and determination helped him overcome the obstacles.
نشاط و اراده او به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.
The team worked with vim to meet the deadline.
تیم با نشاط برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
I need to find some vim to finish this project.
من باید کمی نشاط پیدا کنم تا این پروژه را تمام کنم.
Her vim and enthusiasm are contagious.
نشاط و اشتیاق او مسری است.
The students tackled the problem with vim and creativity.
دانشجویان با نشاط و خلاقیت به حل مشکل پرداختند.
He approached the game with vim and determination.
او با نشاط و اراده به بازی نزدیک شد.
The singer performed with vim and passion.
خواننده با نشاط و اشتیاق اجرا کرد.
The project requires a lot of vim and energy.
این پروژه به مقدار زیادی نشاط و انرژی نیاز دارد.
She faced the challenge with vim and confidence.
او این چالش را با نشاط و اعتماد به نفس مواجه کرد.
And China's retail razzmatazz could yet lose its vim.
و احتمال دارد نمایش اغراقآمیز خردهفروشی چین نیز سرمایه خود را از دست بدهد.
منبع: The Economist" I'll settle Miss Anne when she comes home, " said Marilla grimly, as she shaved up kindlings with a carving knife and with more vim than was strictly necessary.
«وقتی رسید خانم آنه برگشت، او را مستقر خواهم کرد،» ماریا با جدیت گفت، در حالی که با یک چاقوی تراش، چوبهای نازک را تراش میزد و با انرژی بیشتری نسبت به آنچه لازم بود.
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)full of vim and vigor
پر از نشاط و توان
in his youth he was full of vim and vigour.
در جوانی او پر از نشاط و توان بود.
arguing with his usual vim;
بحث با همان نشاط معمولش;
He set to his task with renewed vim and vigour.
او با اراده و توان تازه به انجام وظیفه خود پرداخت.
She approached the task with vim and vigor.
او این کار را با نشاط و توان انجام داد.
His vim and determination helped him overcome the obstacles.
نشاط و اراده او به او کمک کرد تا بر موانع غلبه کند.
The team worked with vim to meet the deadline.
تیم با نشاط برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.
I need to find some vim to finish this project.
من باید کمی نشاط پیدا کنم تا این پروژه را تمام کنم.
Her vim and enthusiasm are contagious.
نشاط و اشتیاق او مسری است.
The students tackled the problem with vim and creativity.
دانشجویان با نشاط و خلاقیت به حل مشکل پرداختند.
He approached the game with vim and determination.
او با نشاط و اراده به بازی نزدیک شد.
The singer performed with vim and passion.
خواننده با نشاط و اشتیاق اجرا کرد.
The project requires a lot of vim and energy.
این پروژه به مقدار زیادی نشاط و انرژی نیاز دارد.
She faced the challenge with vim and confidence.
او این چالش را با نشاط و اعتماد به نفس مواجه کرد.
And China's retail razzmatazz could yet lose its vim.
و احتمال دارد نمایش اغراقآمیز خردهفروشی چین نیز سرمایه خود را از دست بدهد.
منبع: The Economist" I'll settle Miss Anne when she comes home, " said Marilla grimly, as she shaved up kindlings with a carving knife and with more vim than was strictly necessary.
«وقتی رسید خانم آنه برگشت، او را مستقر خواهم کرد،» ماریا با جدیت گفت، در حالی که با یک چاقوی تراش، چوبهای نازک را تراش میزد و با انرژی بیشتری نسبت به آنچه لازم بود.
منبع: Anne of Green Gables (Original Version)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید