virtuosity

[ایالات متحده]/ˌvɜːtʃuˈɒsəti/
[بریتانیا]/ˌvɜːrtʃuˈɑːsəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارت یا توانایی عالی در یک زمینه خاص، مانند هنر یا موسیقی؛ یک کارشناس آثار هنری.

عبارات و ترکیب‌ها

musical virtuosity

ظرفیت موسیقیایی

display virtuosity

نشان دادن چیرگی

artistic virtuosity

چیرگی هنری

technical virtuosity

چیرگی فنی

flawless virtuosity

چیرگی بی‌نقص

جملات نمونه

the virtuosity of the fugal finale.

ظرفیت و مهارت بالای فینال فوگ

matchless virtuosity at the keyboard.

ظرفیت بی‌نظیر در نواختن پیانو

Virtuosity dies without musicianship – this statement by Yehudi Menuhin illustrates the importance of a performance's musicality.

مهارت محض بدون مهارت موسیقیایی می‌میرد - این گفته از یهودی منوئن نشان می‌دهد که اهمیت موسیقی یک اجرا چقدر است.

a passage requiring soloistic virtuosity; a balanced ensemble with no soloistic egos.

قطعه‌ای که نیاز به مهارت و virtuosity دارد؛ یک گروه متعادل بدون egoهای soloistic.

The violinist's virtuosity has amazed audiences all over the world.

مهارت ویولن زن باعث شگفتی مخاطبان در سراسر جهان شده است.

By the way, the music at this event was played by a man with a cittern, who not only performed with virtuosity, but also with a sense of humour.

ببینید، موسیقی در این رویداد توسط مردی با یک سیتر نواخته شد که نه تنها با virtuosity بلکه با حس شوخ طبعی اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید