viscount

[ایالات متحده]/'vaɪkaʊnt/
[بریتانیا]/'vaɪkaʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نجیب‌زاده بریتانیایی که بالاتر از بارون و پایین‌تر از ارل است
Word Forms
جمعviscounts

عبارات و ترکیب‌ها

a hereditary viscount

یک ویزکنت ارثی

a British viscount

یک ویزکنت بریتانیایی

جملات نمونه

the domain controlled by a viscount or viscountess.

منطقه‌ای که توسط یک ویزکنت یا ویسکونتس کنترل می‌شود.

The viscount disembarked its passagers at the airport.

ویزکونت مسافران را در فرودگاه پیاده کرد.

the viscount inherited the title from his father

ویزکونت عنوان را از پدرش به ارث برد.

the viscount attended the royal ball with his wife

ویزکونت با همسرش در مهمانی سلطنتی شرکت کرد.

the viscount's estate was vast and well-maintained

املاک و مستغلات ویزکونت وسیع و به خوبی نگهداری می شد.

the viscount was known for his impeccable taste in fashion

ویزکونت به دلیل سلیقه بی عیب و نقص خود در مد لباس شناخته شده بود.

the viscount was a patron of the arts

ویزکونت حامی هنرها بود.

the viscount's family had a long history of nobility

خانواده ویزکونت سابقه طولانی اشرافی بود.

the viscount's portrait hung prominently in the grand hall

تصویر ویزکونت به طور برجسته در تالار بزرگ آویخته بود.

the viscount's arrival at the party caused a stir

ورود ویزکونت به مهمانی باعث ایجاد هیاهو شد.

the viscount's horse won the prestigious race

اسب ویزکونت در مسابقه معتبر پیروز شد.

the viscount's elegant manners charmed everyone he met

رفتار مؤدبانه ویزکونت همه کسانی را که با او ملاقات می کردند، مجذوب خود می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید