visioned future
آینده مورد نظر
visioned goals
اهداف مورد نظر
visioned plans
برنامههای مورد نظر
visioned outcomes
نتایج مورد نظر
visioned ideas
ایدههای مورد نظر
visioned changes
تغییرات مورد نظر
visioned solutions
راه حلهای مورد نظر
visioned strategies
استراتژیهای مورد نظر
visioned paths
مسیرهای مورد نظر
visioned projects
پروژههای مورد نظر
she visioned a future full of possibilities.
او آیندهای پر از امکانات را تصور کرد.
the artist visioned her masterpiece before starting.
هنرمند قبل از شروع، اثر هنری خود را تصور کرد.
he visioned a world where everyone lived in harmony.
او دنیایی را تصور کرد که همه در صلح زندگی میکردند.
they visioned the project coming to life.
آنها پروژه را در حال تحقق تصور کردند.
she visioned herself as a successful entrepreneur.
او خود را به عنوان یک کارآفرین موفق تصور کرد.
he visioned the changes needed for improvement.
او تغییرات مورد نیاز برای بهبود را تصور کرد.
the team visioned their goals for the next year.
تیم اهداف خود را برای سال آینده تصور کرد.
she visioned a life filled with adventure.
او زندگی پرماجرا را تصور کرد.
they visioned a sustainable future for the planet.
آنها آیندهای پایدار برای سیاره زمین را تصور کردند.
he visioned how technology could change education.
او تصور کرد که فناوری چگونه میتواند آموزش را تغییر دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید