| جمع | visitants |
frequent visitant
بازدید کننده مکرر
unwelcome visitant
بازدید کننده ناخوشایند
curious visitant
بازدید کننده کنجکاو
unexpected visitant
بازدید کننده غیرمنتظره
special visitant
بازدید کننده ویژه
mysterious visitant
بازدید کننده مرموز
temporary visitant
بازدید کننده موقت
seasonal visitant
بازدید کننده فصلی
honored visitant
بازدید کننده گرامی
distant visitant
بازدید کننده دور
the visitant was greeted warmly at the door.
بازدید کننده با روی خوش در درگاه مورد استقبال گرم قرار گرفت.
every visitant left with a smile after the tour.
هر بازدید کننده پس از تور با لبخند از آنجا خارج شد.
the museum encourages every visitant to explore the exhibits.
موزه از هر بازدید کننده میخواهد نمایشگاهها را بررسی کند.
a visitant often shares their experience with others.
یک بازدید کننده اغلب تجربه خود را با دیگران به اشتراک میگذارد.
the visitant was impressed by the hospitality of the locals.
بازدید کننده تحت تأثیر مهماننوازی مردم محلی قرار گرفت.
as a visitant, you should respect the local customs.
به عنوان یک بازدید کننده، باید به آداب و رسوم محلی احترام بگذارید.
each visitant received a brochure about the area.
هر بازدید کننده بروشوری در مورد منطقه دریافت کرد.
the visitant's feedback is valuable for our improvement.
بازخورد بازدید کننده برای بهبود ما ارزشمند است.
we hope every visitant enjoys their stay.
امیدواریم هر بازدید کننده از اقامت خود لذت ببرد.
it is important to make the visitant feel at home.
مهم است که بازدید کننده احساس کند در خانه خود است.
frequent visitant
بازدید کننده مکرر
unwelcome visitant
بازدید کننده ناخوشایند
curious visitant
بازدید کننده کنجکاو
unexpected visitant
بازدید کننده غیرمنتظره
special visitant
بازدید کننده ویژه
mysterious visitant
بازدید کننده مرموز
temporary visitant
بازدید کننده موقت
seasonal visitant
بازدید کننده فصلی
honored visitant
بازدید کننده گرامی
distant visitant
بازدید کننده دور
the visitant was greeted warmly at the door.
بازدید کننده با روی خوش در درگاه مورد استقبال گرم قرار گرفت.
every visitant left with a smile after the tour.
هر بازدید کننده پس از تور با لبخند از آنجا خارج شد.
the museum encourages every visitant to explore the exhibits.
موزه از هر بازدید کننده میخواهد نمایشگاهها را بررسی کند.
a visitant often shares their experience with others.
یک بازدید کننده اغلب تجربه خود را با دیگران به اشتراک میگذارد.
the visitant was impressed by the hospitality of the locals.
بازدید کننده تحت تأثیر مهماننوازی مردم محلی قرار گرفت.
as a visitant, you should respect the local customs.
به عنوان یک بازدید کننده، باید به آداب و رسوم محلی احترام بگذارید.
each visitant received a brochure about the area.
هر بازدید کننده بروشوری در مورد منطقه دریافت کرد.
the visitant's feedback is valuable for our improvement.
بازخورد بازدید کننده برای بهبود ما ارزشمند است.
we hope every visitant enjoys their stay.
امیدواریم هر بازدید کننده از اقامت خود لذت ببرد.
it is important to make the visitant feel at home.
مهم است که بازدید کننده احساس کند در خانه خود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید