vivify art
احیای هنر
vivify ideas
احیای ایده ها
vivify spirit
احیای روح
vivify dreams
احیای رویاها
vivify colors
احیای رنگ ها
vivify memories
احیای خاطرات
vivify nature
احیای طبیعت
vivify moments
احیای لحظات
vivify stories
احیای داستانها
vivify relationships
احیای روابط
art can vivify our understanding of history.
هنر میتواند درک ما از تاریخ را زنده کند.
the teacher used stories to vivify the lesson.
معلم از داستانها برای زنده کردن درس استفاده کرد.
bright colors can vivify a dull room.
رنگهای روشن میتوانند یک اتاق خستهکننده را زنده کنند.
music has the power to vivify our emotions.
موسیقی قدرت زنده کردن احساسات ما را دارد.
her enthusiasm can vivify any gathering.
اشتیاق او میتواند هر جمعی را زنده کند.
nature can vivify our spirits and refresh our minds.
طبیعت میتواند ارواح ما را زنده کرده و ذهن ما را تازه کند.
he tried to vivify his presentation with humor.
او سعی کرد ارائهاش را با طنز زنده کند.
new experiences can vivify our daily routine.
تجربیات جدید میتواند روال روزانه ما را زنده کند.
innovative ideas can vivify traditional practices.
ایدههای نوآورانه میتوانند روشهای سنتی را زنده کنند.
traveling can vivify one's perspective on life.
سفر میتواند دیدگاه یک فرد نسبت به زندگی را زنده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید