volleyed back
بازگشت ضربه
volleyed high
ضربه با ارتفاع زیاد
volleyed away
ضربه به سمت دور
volleyed forward
ضربه به سمت جلو
volleyed quickly
ضربه سریع
volleyed fiercely
ضربه با شدت
volleyed sharply
ضربه تیز
volleyed smoothly
ضربه روان
volleyed easily
ضربه آسان
volleyed perfectly
ضربه بینقص
the player volleyed the ball over the net with precision.
بازیکن توپ را با دقت از روی شبکه فرستاد.
she volleyed back the question with a clever response.
او سوال را با پاسخ هوشمندانه پاسخ داد.
during the match, he volleyed several powerful shots.
در طول مسابقه، او چندین شوت قدرتمند فرستاد.
the coach taught us how to volley effectively.
مربی به ما یاد داد که چگونه به طور موثر فرستاد.
they volleyed ideas back and forth during the meeting.
آنها در طول جلسه ایده ها را رد و بدل کردند.
she volleyed the tennis ball with great skill.
او توپ تنیس را با مهارت فراوان فرستاد.
he volleyed his thoughts in the group discussion.
او افکار خود را در بحث گروهی فرستاد.
the kids volleyed the beach ball in the sun.
کودکان توپ ساحلی را زیر نور خورشید فرستادند.
she volleyed a compliment to her friend.
او به دوستش یک تعریف فرستاد.
they volleyed jokes back and forth at the party.
آنها در مهمانی شوخی ها را رد و بدل کردند.
volleyed back
بازگشت ضربه
volleyed high
ضربه با ارتفاع زیاد
volleyed away
ضربه به سمت دور
volleyed forward
ضربه به سمت جلو
volleyed quickly
ضربه سریع
volleyed fiercely
ضربه با شدت
volleyed sharply
ضربه تیز
volleyed smoothly
ضربه روان
volleyed easily
ضربه آسان
volleyed perfectly
ضربه بینقص
the player volleyed the ball over the net with precision.
بازیکن توپ را با دقت از روی شبکه فرستاد.
she volleyed back the question with a clever response.
او سوال را با پاسخ هوشمندانه پاسخ داد.
during the match, he volleyed several powerful shots.
در طول مسابقه، او چندین شوت قدرتمند فرستاد.
the coach taught us how to volley effectively.
مربی به ما یاد داد که چگونه به طور موثر فرستاد.
they volleyed ideas back and forth during the meeting.
آنها در طول جلسه ایده ها را رد و بدل کردند.
she volleyed the tennis ball with great skill.
او توپ تنیس را با مهارت فراوان فرستاد.
he volleyed his thoughts in the group discussion.
او افکار خود را در بحث گروهی فرستاد.
the kids volleyed the beach ball in the sun.
کودکان توپ ساحلی را زیر نور خورشید فرستادند.
she volleyed a compliment to her friend.
او به دوستش یک تعریف فرستاد.
they volleyed jokes back and forth at the party.
آنها در مهمانی شوخی ها را رد و بدل کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید