voluntary service
خدمت داوطلبانه
voluntary work
کار داوطلبانه
voluntary contribution
همکاری داوطلبانه
voluntary donation
هدیه داوطلبانه
voluntary basis
بر اساس داوطلبیت
voluntary action
عمل داوطلبانه
voluntary departure
تغییر داوطلبانه
voluntary redundancy
کاهش داوطلبانه
voluntary organization
سازمان داوطلبانه
voluntary participation
شرکت داوطلبانه
she made a voluntary decision to help at the shelter.
او تصمیم خود را برای کمک در مأواش خود اتخاذ کرد.
the organization relies on volunteers for their annual fundraiser.
این سازمان به داوطلبان بستگی دارد تا برای جمع آوری کمک های سالیانه خود کمک کنند.
he voluntarily donated blood every three months.
او هر سه ماه یک بار خون خود را به طور داوطلبانه تهیه می کرد.
the program is completely voluntary; no one is forced to participate.
این برنامه کاملاً داوطلبانه است؛ هیچ کس نمی تواند مجبور شود شرکت کند.
her voluntary work with animals demonstrated her compassion.
کار داوطلبانه او با حیوانات مهربانی او را نشان داد.
the charity depends on voluntary contributions from generous donors.
این خیریه به اهدای داوطلبانه از داوطلبان مهربان بستگی دارد.
he left his homeland of his own volition, seeking better opportunities.
او به دلخواه خود از وطن خود رفت، به دنبال فرصت های بهتر.
the school encourages students to participate in voluntary community service.
مدرسه دانش آموزان را تشویق می کند تا در خدمات اجتماعی داوطلبانه شرکت کنند.
she chose the path voluntarily, against her parents' wishes.
او به طور داوطلبانه مسیر را انتخاب کرد، در علیه خواسته والدینش.
his voluntary retirement at fifty allowed him to travel the world.
استعفا داوطلبانه او در پنجاه سالگی به او اجازه داد تا جهان را سفر کند.
the museum operates with a combination of paid staff and volunteers.
موزه با ترکیبی از کارکنان پرداختی و داوطلبان کار می کند.
voluntarism has grown significantly in recent years across many countries.
داوطلبی در سال های اخیر در بسیاری از کشورها به طور قابل توجهی رشد کرده است.
they formed a voluntary association to protect local heritage sites.
آنها یک انجمن داوطلبانه را تشکیل دادند تا مکان های میراث محلی را حفظ کنند.
the witness came forward voluntarily to testify in court.
گواه به طور داوطلبانه جلوه گر شد تا در دادگاه شهادت دهد.
voluntary service
خدمت داوطلبانه
voluntary work
کار داوطلبانه
voluntary contribution
همکاری داوطلبانه
voluntary donation
هدیه داوطلبانه
voluntary basis
بر اساس داوطلبیت
voluntary action
عمل داوطلبانه
voluntary departure
تغییر داوطلبانه
voluntary redundancy
کاهش داوطلبانه
voluntary organization
سازمان داوطلبانه
voluntary participation
شرکت داوطلبانه
she made a voluntary decision to help at the shelter.
او تصمیم خود را برای کمک در مأواش خود اتخاذ کرد.
the organization relies on volunteers for their annual fundraiser.
این سازمان به داوطلبان بستگی دارد تا برای جمع آوری کمک های سالیانه خود کمک کنند.
he voluntarily donated blood every three months.
او هر سه ماه یک بار خون خود را به طور داوطلبانه تهیه می کرد.
the program is completely voluntary; no one is forced to participate.
این برنامه کاملاً داوطلبانه است؛ هیچ کس نمی تواند مجبور شود شرکت کند.
her voluntary work with animals demonstrated her compassion.
کار داوطلبانه او با حیوانات مهربانی او را نشان داد.
the charity depends on voluntary contributions from generous donors.
این خیریه به اهدای داوطلبانه از داوطلبان مهربان بستگی دارد.
he left his homeland of his own volition, seeking better opportunities.
او به دلخواه خود از وطن خود رفت، به دنبال فرصت های بهتر.
the school encourages students to participate in voluntary community service.
مدرسه دانش آموزان را تشویق می کند تا در خدمات اجتماعی داوطلبانه شرکت کنند.
she chose the path voluntarily, against her parents' wishes.
او به طور داوطلبانه مسیر را انتخاب کرد، در علیه خواسته والدینش.
his voluntary retirement at fifty allowed him to travel the world.
استعفا داوطلبانه او در پنجاه سالگی به او اجازه داد تا جهان را سفر کند.
the museum operates with a combination of paid staff and volunteers.
موزه با ترکیبی از کارکنان پرداختی و داوطلبان کار می کند.
voluntarism has grown significantly in recent years across many countries.
داوطلبی در سال های اخیر در بسیاری از کشورها به طور قابل توجهی رشد کرده است.
they formed a voluntary association to protect local heritage sites.
آنها یک انجمن داوطلبانه را تشکیل دادند تا مکان های میراث محلی را حفظ کنند.
the witness came forward voluntarily to testify in court.
گواه به طور داوطلبانه جلوه گر شد تا در دادگاه شهادت دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید