voluntas

[ایالات متحده]/vəˈluːntəs/
[بریتانیا]/vɑːˈluːntəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل، اراده یا قصد؛ هدف، دلیل یا نیت

عبارات و ترکیب‌ها

voluntas dei

خواسته خدا

voluntas populi

خواسته مردم

sua voluntas

خواسته‌اش

contra voluntatem

بر خلاف خواست

ex voluntate

از خواست

per voluntatem

با خواست

ad voluntatem

به خواست

bona voluntate

با خواست خوب

mala voluntate

با خواست بد

voluntas sua

خواسته‌اش

جملات نمونه

the soldier fought with firm voluntas despite mortal dangers.

سرباز با عزم قاطع در برابر خطرات مرگبار مبارزه کرد.

her voluntas to succeed never wavered in the face of defeat.

عزم او برای موفقیت در برابر شکستی که مواجه شد هرگز ضعیف نشد.

the magna voluntas of the people broke the chains of oppression.

عزم بزرگ مردم زنجیره‌های ستم را شکست.

he participated against his voluntas in the dangerous mission.

او در این مأموریت خطرناک شرکت کرد در علیه عزمش.

the manifesta voluntas of citizens transformed the nation.

عزم آشکار شهروندان کشور را تغییر داد.

our voluntas to help others defines our humanity.

عزم ما برای کمک به دیگران انسانیت ما را تعریف می‌کند.

the ruler claimed to govern according to voluntas dei.

حاکم ادعا کرد که بر اساس عزم خداست حکومت می‌کند.

she demonstrated extraordinary voluntas in overcoming all obstacles.

او عزم بی‌ precedent را در غلبه بر تمام موانع نشان داد.

the team's shared voluntas led them to championship victory.

عزم مشترک تیم آن‌ها را به پیروزی جام سپری کرد.

his voluntas was tested during the arduous journey.

عزم او در طول سفر سخت آزمایش شد.

the volunteers served with pure voluntas and dedication.

داوطلبان با عزم خالص و تعهد خدمت کردند.

lasting peace requires voluntas for reconciliation from both sides.

سلام دائمی نیاز به عزم برای صلح از هر دو طرف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید