| جمع | vomiters |
professional vomiter
تولیدکننده حرفهای استفرин
vomiter's block
مسدودی تولیدکننده استفرین
vomiting vomiter
تولیدکننده استفرین کردن
vomiter emerged
تولیدکننده استفرین ظهور کرد
vomiter quickly
تولیدکننده استفرین به سرعت
vomiter's life
زندگی تولیدکننده استفرین
vomiter running
تولیدکننده استفرین در حال دویدن
vomiter felt
تولیدکننده استفرین احساس کرد
vomiter standing
تولیدکننده استفرین در حال ایستادن
vomiter speaking
تولیدکننده استفرین در حال صحبت کردن
the stadium vomiter was overflowing after the concert.
سطل امکانساز در ورزشگاه پس از کنسرت پر شده بود.
he carried a small vomiter in his car for emergencies.
او یک سطل امکانساز کوچک را در ماشین خود حمل میکرد تا در مواقع اضطراری استفاده کند.
the bar provided vomiter bags near the restrooms.
بار کیفهای امکانساز را در نزدیکی حمامها فراهم کرد.
after the rollercoaster, she needed a vomiter.
پس از رانندگی روی چرخهای آویزان، او به یک سطل امکانساز نیاز داشت.
the vomiter was strategically placed near the dance floor.
سطل امکانساز بهطور استراتژیک در نزدیکی زمین رقص قرار داده شده بود.
he emptied the vomiter after his friend got sick.
پس از اینکه دوستش بیمار شد، او سطل امکانساز را خالی کرد.
the event organizers provided plenty of vomiter stations.
سازمانکنندگان رویداد تعداد زیادی ایستگاه سطل امکانساز فراهم کردند.
she quickly grabbed a vomiter before she lost control.
او به سرعت یک سطل امکانساز را گرفت قبل از اینکه کنترل خود را از دست بدهد.
the vomiter was a necessary precaution at the festival.
سطل امکانساز در جشن یک احتیاط ضروری بود.
he cleaned the vomiter and disposed of the contents.
او سطل امکانساز را پاک کرد و محتویات آن را دور ریخت.
the vomiter was a sign of a wild night ahead.
سطل امکانساز نشانهای از یک شب پر از فریب بود.
professional vomiter
تولیدکننده حرفهای استفرин
vomiter's block
مسدودی تولیدکننده استفرین
vomiting vomiter
تولیدکننده استفرین کردن
vomiter emerged
تولیدکننده استفرین ظهور کرد
vomiter quickly
تولیدکننده استفرین به سرعت
vomiter's life
زندگی تولیدکننده استفرین
vomiter running
تولیدکننده استفرین در حال دویدن
vomiter felt
تولیدکننده استفرین احساس کرد
vomiter standing
تولیدکننده استفرین در حال ایستادن
vomiter speaking
تولیدکننده استفرین در حال صحبت کردن
the stadium vomiter was overflowing after the concert.
سطل امکانساز در ورزشگاه پس از کنسرت پر شده بود.
he carried a small vomiter in his car for emergencies.
او یک سطل امکانساز کوچک را در ماشین خود حمل میکرد تا در مواقع اضطراری استفاده کند.
the bar provided vomiter bags near the restrooms.
بار کیفهای امکانساز را در نزدیکی حمامها فراهم کرد.
after the rollercoaster, she needed a vomiter.
پس از رانندگی روی چرخهای آویزان، او به یک سطل امکانساز نیاز داشت.
the vomiter was strategically placed near the dance floor.
سطل امکانساز بهطور استراتژیک در نزدیکی زمین رقص قرار داده شده بود.
he emptied the vomiter after his friend got sick.
پس از اینکه دوستش بیمار شد، او سطل امکانساز را خالی کرد.
the event organizers provided plenty of vomiter stations.
سازمانکنندگان رویداد تعداد زیادی ایستگاه سطل امکانساز فراهم کردند.
she quickly grabbed a vomiter before she lost control.
او به سرعت یک سطل امکانساز را گرفت قبل از اینکه کنترل خود را از دست بدهد.
the vomiter was a necessary precaution at the festival.
سطل امکانساز در جشن یک احتیاط ضروری بود.
he cleaned the vomiter and disposed of the contents.
او سطل امکانساز را پاک کرد و محتویات آن را دور ریخت.
the vomiter was a sign of a wild night ahead.
سطل امکانساز نشانهای از یک شب پر از فریب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید