voracity

[ایالات متحده]/vəˈræs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/vəˈræ.sɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت ولع؛ اشتهای سیری ناپذیر

عبارات و ترکیب‌ها

voracity for knowledge

شهرت برای دانش

voracity of appetite

شهرت برای اشتها

voracity of reading

شهرت برای خواندن

voracity for life

شهرت برای زندگی

voracity for success

شهرت برای موفقیت

voracity in learning

شهرت در یادگیری

voracity of desire

شهرت برای هوس

voracity for food

شهرت برای غذا

voracity of youth

شهرت برای جوانی

voracity for power

شهرت برای قدرت

جملات نمونه

her voracity for knowledge is truly inspiring.

اشتیاق او برای دانش واقعاً الهام‌بخش است.

the voracity of the lion is unmatched in the wild.

حریص بودن شیر در طبیعت بی‌نظیر است.

he approached the task with voracity, eager to learn.

او با حریصانه و مشتاقانه به انجام این کار پرداخت.

the voracity of the book's readers surprised the author.

حریص بودن خوانندگان کتاب باعث تعجب نویسنده شد.

her voracity for adventure led her to many countries.

حریص بودن او برای ماجراجویی او را به بسیاری از کشورها سوق داد.

the voracity of the market for new technology is growing.

حریص بودن بازار برای فناوری‌های جدید در حال افزایش است.

his voracity for food was evident at the buffet.

حریص بودن او برای غذا در مهمانی آشکار بود.

the voracity with which she read was impressive.

حریصانه ای که او مطالعه کرد، قابل تحسین بود.

they tackled the project with voracity and enthusiasm.

آنها با حریصانه و اشتیاق به پروژه پرداختند.

the voracity of the crowd at the concert was palpable.

حریص بودن جمعیت در کنسرت قابل لمس بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید