vox

[ایالات متحده]/vɒks/
[بریتانیا]/vɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(لاتین) صدا; صوت
Word Forms
جمعvoxes

عبارات و ترکیب‌ها

vox pop

صدای مردم

vox media

صدای رسانه

vox machina

صدای ماشین

vox day

صدای روز

vox box

صدای جعبه

vox populi

صدای مردم

vox humana

صدای انسانی

vox nova

صدای جدید

vox cast

صدای پخش

vox record

صدای ضبط

جملات نمونه

vox populi is often heard in democratic societies.

صدای مردم اغلب در جوامع دموکراتیک شنیده می‌شود.

the vox of the people can influence political decisions.

صدای مردم می‌تواند بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارد.

many artists seek to capture the vox of their communities.

بسیاری از هنرمندان به دنبال به تصویر کشیدن صدای جوامع خود هستند.

vox media has become a significant source of news.

رسانه‌های vox به یک منبع خبری مهم تبدیل شده‌اند.

the vox of youth is essential for future changes.

صدای جوانان برای تغییرات آینده ضروری است.

vox is a platform for diverse opinions and discussions.

vox بستری برای نظرات و بحث‌های متنوع است.

listening to the vox of the marginalized is crucial.

گوش دادن به صدای حاشیه نشینان بسیار مهم است.

the artist's work reflects the vox of urban life.

اثر هنرمند بازتابی از صدای زندگی شهری است.

vox analysis helps understand public sentiment.

تحلیل vox به درک احساسات عمومی کمک می‌کند.

engaging with the vox of the audience enhances performances.

تعامل با صدای مخاطبان باعث بهبود عملکردها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید