vrooming car
ماشین در حال حرکت
vrooming engine
موتور در حال حرکت
vrooming sound
صدای حرکت
vrooming bike
دوچرخه در حال حرکت
vrooming away
دور شدن با سرعت
vrooming past
عبور با سرعت
vrooming loudly
با صدای بلند در حال حرکت
vrooming fast
با سرعت در حال حرکت
vrooming noise
صدای حرکت
vrooming up
بالا رفتن با سرعت
the car was vrooming down the highway.
ماشین با سرعت در حال حرکت در بزرگراه بود.
he loves vrooming his motorcycle on weekends.
او عاشق این است که آخر هفتهها موتورسیکلش را براند.
the kids were vrooming their toy cars around the living room.
بچهها ماشینهای اسباببازی خود را در اطراف اتاق نشیمن میبردند.
she heard the vrooming sound of a race car approaching.
او صدای ماشین مسابقهای که نزدیک میشد را شنید.
the engine started vrooming as he turned the key.
همانطور که او سوئیچ را چرخاند، موتور شروع به صدا کردن کرد.
vrooming down the street, he felt a rush of adrenaline.
با عبور از خط پایان، او احساس هجوم آدرنالین کرد.
they spent the afternoon vrooming around the racetrack.
آنها بعد از ظهر را در پیست مسابقه گذراندند.
the sound of vrooming engines filled the air at the car show.
صدای موتورهای در حال حرکت، فضای نمایشگاه خودرو را پر کرد.
vrooming past the finish line, the driver celebrated his victory.
با عبور از خط پایان، راننده پیروزی خود را جشن گرفت.
he enjoyed vrooming through the countryside on his bike.
او از دوچرخهسواری در حومه شهر لذت میبرد.
vrooming car
ماشین در حال حرکت
vrooming engine
موتور در حال حرکت
vrooming sound
صدای حرکت
vrooming bike
دوچرخه در حال حرکت
vrooming away
دور شدن با سرعت
vrooming past
عبور با سرعت
vrooming loudly
با صدای بلند در حال حرکت
vrooming fast
با سرعت در حال حرکت
vrooming noise
صدای حرکت
vrooming up
بالا رفتن با سرعت
the car was vrooming down the highway.
ماشین با سرعت در حال حرکت در بزرگراه بود.
he loves vrooming his motorcycle on weekends.
او عاشق این است که آخر هفتهها موتورسیکلش را براند.
the kids were vrooming their toy cars around the living room.
بچهها ماشینهای اسباببازی خود را در اطراف اتاق نشیمن میبردند.
she heard the vrooming sound of a race car approaching.
او صدای ماشین مسابقهای که نزدیک میشد را شنید.
the engine started vrooming as he turned the key.
همانطور که او سوئیچ را چرخاند، موتور شروع به صدا کردن کرد.
vrooming down the street, he felt a rush of adrenaline.
با عبور از خط پایان، او احساس هجوم آدرنالین کرد.
they spent the afternoon vrooming around the racetrack.
آنها بعد از ظهر را در پیست مسابقه گذراندند.
the sound of vrooming engines filled the air at the car show.
صدای موتورهای در حال حرکت، فضای نمایشگاه خودرو را پر کرد.
vrooming past the finish line, the driver celebrated his victory.
با عبور از خط پایان، راننده پیروزی خود را جشن گرفت.
he enjoyed vrooming through the countryside on his bike.
او از دوچرخهسواری در حومه شهر لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید