waded

[ایالات متحده]/weɪdɪd/
[بریتانیا]/weɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از میان آب، گل و لای و غیره عبور کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

waded through water

از آب عبور کرد

waded into trouble

وارد مشکل شد

waded through mud

از میان گل عبور کرد

waded through snow

از میان برف عبور کرد

waded into debate

وارد بحث شد

waded through documents

از میان اسناد عبور کرد

waded through traffic

از میان ترافیک عبور کرد

waded through issues

از میان مشکلات عبور کرد

waded into conversation

وارد گفتگو شد

جملات نمونه

she waded through the shallow river to reach the other side.

او برای رسیدن به طرف دیگر از رودخانه کم‌عمق عبور کرد.

they waded into the water to cool off on a hot day.

آنها برای خنک شدن در یک روز گرم در آب رفتند.

he waded through the mud to help his friend.

او برای کمک به دوستش از میان گل عبور کرد.

we waded through the tall grass to find the path.

ما برای پیدا کردن مسیر از میان علف‌های بلند عبور کردیم.

she waded carefully to avoid stepping on sharp rocks.

او با احتیاط عبور کرد تا از روی سنگ‌های تیز پا نگذارد.

the children waded happily in the shallow end of the pool.

کودکان با خوشحالی در قسمت کم‌عمق استخر رفتند.

he waded through the paperwork to finish the project.

او برای اتمام پروژه از میان کارهای اداری عبور کرد.

they waded through the crowd to get to the front.

آنها برای رسیدن به جلو از میان جمعیت عبور کردند.

she waded into the debate with strong opinions.

او با نظرات قوی وارد بحث شد.

he waded through the snow to reach his car.

او برای رسیدن به ماشینش از میان برف عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید