waded through water
از آب عبور کرد
waded into trouble
وارد مشکل شد
waded through mud
از میان گل عبور کرد
waded through snow
از میان برف عبور کرد
waded into debate
وارد بحث شد
waded through documents
از میان اسناد عبور کرد
waded through traffic
از میان ترافیک عبور کرد
waded through issues
از میان مشکلات عبور کرد
waded into conversation
وارد گفتگو شد
she waded through the shallow river to reach the other side.
او برای رسیدن به طرف دیگر از رودخانه کمعمق عبور کرد.
they waded into the water to cool off on a hot day.
آنها برای خنک شدن در یک روز گرم در آب رفتند.
he waded through the mud to help his friend.
او برای کمک به دوستش از میان گل عبور کرد.
we waded through the tall grass to find the path.
ما برای پیدا کردن مسیر از میان علفهای بلند عبور کردیم.
she waded carefully to avoid stepping on sharp rocks.
او با احتیاط عبور کرد تا از روی سنگهای تیز پا نگذارد.
the children waded happily in the shallow end of the pool.
کودکان با خوشحالی در قسمت کمعمق استخر رفتند.
he waded through the paperwork to finish the project.
او برای اتمام پروژه از میان کارهای اداری عبور کرد.
they waded through the crowd to get to the front.
آنها برای رسیدن به جلو از میان جمعیت عبور کردند.
she waded into the debate with strong opinions.
او با نظرات قوی وارد بحث شد.
he waded through the snow to reach his car.
او برای رسیدن به ماشینش از میان برف عبور کرد.
waded through water
از آب عبور کرد
waded into trouble
وارد مشکل شد
waded through mud
از میان گل عبور کرد
waded through snow
از میان برف عبور کرد
waded into debate
وارد بحث شد
waded through documents
از میان اسناد عبور کرد
waded through traffic
از میان ترافیک عبور کرد
waded through issues
از میان مشکلات عبور کرد
waded into conversation
وارد گفتگو شد
she waded through the shallow river to reach the other side.
او برای رسیدن به طرف دیگر از رودخانه کمعمق عبور کرد.
they waded into the water to cool off on a hot day.
آنها برای خنک شدن در یک روز گرم در آب رفتند.
he waded through the mud to help his friend.
او برای کمک به دوستش از میان گل عبور کرد.
we waded through the tall grass to find the path.
ما برای پیدا کردن مسیر از میان علفهای بلند عبور کردیم.
she waded carefully to avoid stepping on sharp rocks.
او با احتیاط عبور کرد تا از روی سنگهای تیز پا نگذارد.
the children waded happily in the shallow end of the pool.
کودکان با خوشحالی در قسمت کمعمق استخر رفتند.
he waded through the paperwork to finish the project.
او برای اتمام پروژه از میان کارهای اداری عبور کرد.
they waded through the crowd to get to the front.
آنها برای رسیدن به جلو از میان جمعیت عبور کردند.
she waded into the debate with strong opinions.
او با نظرات قوی وارد بحث شد.
he waded through the snow to reach his car.
او برای رسیدن به ماشینش از میان برف عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید