flew

[ایالات متحده]/fluː/
[بریتانیا]/flu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته پرواز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flew high

پرواز کرد بسیار بالا

flew away

دور شد

flew past

از کنار پرواز کرد

flew over

بالای آن پرواز کرد

flew in

وارد شد

flew out

بیرون رفت

flew fast

سریع پرواز کرد

flew together

با هم پرواز کردند

flew south

به سمت جنوب پرواز کرد

flew north

به سمت شمال پرواز کرد

جملات نمونه

the bird flew high in the sky.

پرنده در آسمان به پرواز درآمد.

she flew to paris for a vacation.

او برای تعطیلات به پاریس پرواز کرد.

he flew past the finish line.

او از خط پایان عبور کرد.

the plane flew smoothly through the clouds.

هواپیما به طور روان از میان ابرها عبور کرد.

they flew together on their first trip.

آنها در اولین سفر خود با هم پرواز کردند.

the superhero flew to save the day.

قهرمان داستان برای نجات روز پرواز کرد.

butterflies flew gracefully in the garden.

پروانه ها به طور ظریف در باغ پرواز کردند.

the children flew kites in the park.

کودکان بادبادک در پارک پرواز کردند.

she flew under the radar during the competition.

او در طول مسابقه از دید دور بود.

he flew into a rage when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، او خشمگین شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید