wagered amount
مبلغ شرط بندی
wagered bets
شرطبندیها
wagered money
پول شرطبندی
wagered stakes
میزان ریسک
wagered points
امتیازات شرطبندی
wagered value
ارزش شرطبندی
wagered odds
شانسها
wagered risk
ریسک شرطبندی
wagered prize
جایزه شرطبندی
wagered game
بازی شرطبندی
he wagered a large sum on the game.
او مبلغ زیادی روی بازی شرط بست.
they wagered their savings on the outcome of the match.
آنها پس انداز خود را روی نتیجه مسابقه شرط بستند.
i wagered that the team would win.
من شرط کردم که تیم برنده خواهد شد.
she wagered her reputation on the project.
او اعتبار خود را روی پروژه شرط بست.
he never wagered more than he could afford to lose.
او هرگز بیشتر از آنچه توانایی از دست دادن آن را داشت شرط نمی بست.
they wagered a friendly bet on who would finish first.
آنها یک شرط دوستانه روی اینکه چه کسی اول خواهد شد شرط بستند.
she wagered a dinner on the final score.
او یک شام را روی نتیجه نهایی شرط بست.
he wagered his car in a high-stakes poker game.
او ماشین خود را در یک بازی پوکر با ریسک بالا شرط بست.
they wagered on the election results.
آنها روی نتایج انتخابات شرط بستند.
she wagered that it would rain tomorrow.
او شرط کرد که فردا باران خواهد بارید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید