wagered

[ایالات متحده]/ˈweɪdʒəd/
[بریتانیا]/ˈweɪdʒərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بر روی چیزی قمار کردن یا شرط بندی کردن؛ تضمین کردن یا اطمینان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

wagered amount

مبلغ شرط بندی

wagered bets

شرط‌بندی‌ها

wagered money

پول شرط‌بندی

wagered stakes

میزان ریسک

wagered points

امتیازات شرط‌بندی

wagered value

ارزش شرط‌بندی

wagered odds

شانس‌ها

wagered risk

ریسک شرط‌بندی

wagered prize

جایزه شرط‌بندی

wagered game

بازی شرط‌بندی

جملات نمونه

he wagered a large sum on the game.

او مبلغ زیادی روی بازی شرط بست.

they wagered their savings on the outcome of the match.

آنها پس انداز خود را روی نتیجه مسابقه شرط بستند.

i wagered that the team would win.

من شرط کردم که تیم برنده خواهد شد.

she wagered her reputation on the project.

او اعتبار خود را روی پروژه شرط بست.

he never wagered more than he could afford to lose.

او هرگز بیشتر از آنچه توانایی از دست دادن آن را داشت شرط نمی بست.

they wagered a friendly bet on who would finish first.

آنها یک شرط دوستانه روی اینکه چه کسی اول خواهد شد شرط بستند.

she wagered a dinner on the final score.

او یک شام را روی نتیجه نهایی شرط بست.

he wagered his car in a high-stakes poker game.

او ماشین خود را در یک بازی پوکر با ریسک بالا شرط بست.

they wagered on the election results.

آنها روی نتایج انتخابات شرط بستند.

she wagered that it would rain tomorrow.

او شرط کرد که فردا باران خواهد بارید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید