waggeries

[ایالات متحده]/ˈwæɡəriz/
[بریتانیا]/ˈwæɡəriz/

ترجمه

n. شکل جمع waggery، به معنی رفتار شوخ یا بازیگوش

عبارات و ترکیب‌ها

waggeries abound

خوش‌گویی فراوان

clever waggeries

خوش‌گویی‌های باهوش

waggeries revealed

خوش‌گویی آشکار شده

waggeries exposed

خوش‌گویی نمایان شده

sly waggeries

خوش‌گویی‌های زیرکانه

waggeries at play

خوش‌گویی در جریان

waggeries unfold

خوش‌گوییها باز می شوند

mischievous waggeries

خوش‌گویی‌های شیطنت‌آمیز

waggeries in action

خوش‌گویی در عمل

waggeries and tricks

خوش‌گویی و ترفند

جملات نمونه

his waggeries often amused the crowd.

خنده های او اغلب اوقات مخاطبین را سرگرم می کرد.

she used her waggeries to charm the guests.

او از شعبده های خود برای جلب توجه مهمانان استفاده کرد.

the magician's waggeries left everyone in awe.

شعبده های جادوگر باعث حیرت همه شد.

his clever waggeries often got him out of trouble.

حقه های زیرکانه او اغلب او را از دردسر نجات می داد.

waggeries can sometimes lead to misunderstandings.

شعبده ها گاهی اوقات می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

she was known for her playful waggeries at parties.

او به خاطر شعبده های بازیگوشانه خود در مهمانی ها معروف بود.

his waggeries were a mix of humor and skill.

شعبده های او ترکیبی از شوخ طبعی و مهارت بود.

waggeries can be entertaining but also risky.

شعبده ها می توانند سرگرم کننده باشند اما همچنین خطرناک.

she often employed waggeries to lighten the mood.

او اغلب از شعبده برای تلطیف فضا استفاده می کرد.

his waggeries were unmatched in the competition.

شعبده های او در مسابقه بی رقیب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید