waggings

[ایالات متحده]/ˈwɒɡɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɑːɡɪŋz/

ترجمه

adj. لرزان; لرزان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

tail wagging

پرخاشتگی دم

tail waggings

پرخاشتگی دم

head wagging

پرخاشتگی سر

finger wagging

پرخاشتگی انگشت

joyful wagging

پرخاشتگی خوشحال

continuous wagging

پرخاشتگی پیوسته

slow wagging

پرخاشتگی آرام

vigorous wagging

پرخاشتگی قوی

constant wagging

پرخاشتگی ثابت

excited wagging

پرخاشتگی خوشحال کننده

جملات نمونه

the dog's enthusiastic tail waggings greeted me at the door.

پاپاگوی خوشحال پشت سرسامانم را در در خوش آمد گوید.

the waggings of the puppies' tails showed their excitement.

پاپاگوی نوزادان نشان دهنده خوشحالی آنها بود.

her dog's happy waggings made everyone laugh.

پاپاگوی خوشحال او باعث خنده همه شد.

the waggings grew faster as the owner approached.

پاپاگوی سریع تر شد وقتی مالک به سمت آن حرکت کرد.

we watched the waggings of the golden retriever with amusement.

ما با لذت پاپاگوی گولدن ریتریور را مشاهده کردیم.

the enthusiastic waggings never seemed to stop.

پاپاگوی خوشحال هرگز متوقف نشد.

the waggings indicated the dog's friendly nature.

پاپاگوی نشان دهنده طبیعت دوست داشتنی سگ بود.

friendly waggings welcomed the new visitors.

پاپاگوی دوست داشتنی مهمانان جدید را خوش آمد گوید.

the waggings continued throughout the afternoon.

پاپاگوی در طول بعد از ظهر ادامه یافت.

vigorous waggings showed how much the dog loved his owner.

پاپاگوی قوی نشان دهنده این بود که چقدر سگ مالکش را دوست دارد.

the rapid waggings betrayed the dog's true feelings.

پاپاگوی سریع نشان دهنده احساسات واقعی سگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید