waile

[ایالات متحده]/weɪl/
[بریتانیا]/weɪl/

ترجمه

v. صدای بلند و غمگین زدن
n. صدای غمگین و بلند
شکل‌های واژه
جمعwailes

عبارات و ترکیب‌ها

wailed in pain

در درد فریاد زد

wailed like a

مثل یک فریاد زد

siren wailed

سiren فریاد زد

wind wailed

باد فریاد زد

جملات نمونه

the child was wailing loudly in the supermarket.

کودک در فروشگاه سوپرمارکت با صدای بلند درد می‌کرد.

the ambulance siren wailed in the distance.

سیم فرستنده اورژانس در فاصله‌ای دور درد می‌کرد.

the wind wailed around the old house all night.

باد تمام شب حول خانه قدیمی درد می‌کرد.

she started wailing when she heard the bad news.

او وقتی خبر بد را شنید، شروع به درد کردن کرد.

a police car raced past with its siren wailing.

یک ماشین پلیس با سیم فرستنده‌ای که درد می‌کرد از کنارش عبور کرد.

the baby was wailing for his mother.

نوزاد به دنبال مادرش درد می‌کرد.

the mourners wailed at the funeral.

گریه‌کنندگان در جنازه درد می‌کردند.

guitars wailed in the rock song.

گیتارها در آهنگ راک درد می‌کردند.

the dog sat outside and wailed for hours.

سگ در بیرون نشسته و به مدت ساعات درد می‌کرد.

why is the cat wailing at the moon?

چرا گربه به ماه درد می‌کند؟

the tornado siren began wailing at noon.

سیم فرستنده چرخ‌باد ساعت‌های ظهر شروع به درد کردن کرد.

the engines wailed as the plane took off.

موتورها وقتی هواپیما از پرواز شروع کرد، درد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید