walkabouts

[US]/wɔːkəbaʊts/
[UK]/wɔːkəbaʊts/
Frequency: Very High

Translation

n. ظهورات عمومی و مکالمات غیررسمی توسط افراد برجسته؛ پیاده‌روی‌های طولانی در طبیعت

Phrases & Collocations

casual walkabouts

قدم زدن های غیررسمی

local walkabouts

قدم زدن های محلی

guided walkabouts

قدم زدن های با راهنما

evening walkabouts

قدم زدن های عصر

short walkabouts

قدم زدن های کوتاه

nature walkabouts

قدم زدن های در طبیعت

frequent walkabouts

قدم زدن های مکرر

urban walkabouts

قدم زدن های شهری

informal walkabouts

قدم زدن های غیررسمی

daily walkabouts

قدم زدن های روزانه

Example Sentences

we often go on walkabouts to explore the countryside.

ما اغلب به گشت‌وگذار در مناطق روستایی می‌پردازیم.

during our walkabouts, we discovered hidden trails.

در طول گشت‌وگذارهای ما، مسیرهای پنهانی را کشف کردیم.

walkabouts are a great way to clear your mind.

گشت‌وگذارها راهی عالی برای آرام کردن ذهن شما هستند.

she enjoys taking walkabouts in the park every evening.

او از انجام گشت‌وگذار در پارک هر شب لذت می‌برد.

our walkabouts often lead to unexpected adventures.

گشت‌وگذارهای ما اغلب به ماجراجویی‌های غیرمنتظره می‌رساند.

he prefers walkabouts over gym workouts for exercise.

او ترجیح می‌دهد به جای تمرینات بدنسازی، گشت‌وگذار کند تا ورزش کند.

walkabouts can help you connect with nature.

گشت‌وگذارها می‌توانند به شما کمک کنند تا با طبیعت ارتباط برقرار کنید.

they organized regular walkabouts to promote community bonding.

آنها گشت‌وگذارهای منظم برگزار کردند تا پیوند اجتماعی را ترویج کنند.

walkabouts allow you to appreciate your surroundings.

گشت‌وگذارها به شما این امکان را می‌دهند که از محیط اطراف خود قدردانی کنید.

after lunch, we went on a short walkabout around the block.

بعد از ناهار، ما برای گشت‌وگذری کوتاه در اطراف بلوک رفتیم.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now