walkies

[ایالات متحده]/ˈwɔːkiz/
[بریتانیا]/ˈwɔːkiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیاده‌روی (زمانی که با یک سگ صحبت می‌کنید)

عبارات و ترکیب‌ها

time for walkies

وقت بازی با سگ

take a walkies

با سگ قدم بزن

let's go walkies

بریم برای بازی با سگ

walkies time

وقت بازی با سگ

walkies outside

بازی با سگ بیرون

going for walkies

برای بازی با سگ می‌رویم

walkies with dog

بازی با سگ

walkies in park

بازی با سگ در پارک

enjoying walkies

لذت بردن از بازی با سگ

short walkies

بازی کوتاه با سگ

جملات نمونه

it's time for walkies with the dog.

وقت این است که با سگ به گردش برویم.

she always takes her dog for walkies in the park.

او همیشه سگش را برای قدم زدن به پارک می‌برد.

the kids love it when we go for walkies together.

بچه‌ها عاشق این هستند که ما با هم به گردش برویم.

after dinner, we usually go for walkies around the neighborhood.

بعد از شام، معمولاً برای قدم زدن در اطراف محله می‌رویم.

he enjoys taking his puppy for walkies every morning.

او از بردن توله‌اش برای قدم زدن هر صبح لذت می‌برد.

walkies are a great way to bond with your pet.

قدم زدن راهی عالی برای ایجاد پیوند با حیوان خانگی شماست.

don't forget to bring water on our walkies.

هنگام قدم زدن، آب همراه خود بیاورید.

walkies can help keep your dog healthy and happy.

قدم زدن می‌تواند به حفظ سلامتی و شادی سگ شما کمک کند.

she has a special route for her walkies every day.

او هر روز یک مسیر خاص برای قدم زدن دارد.

he uses a leash during walkies to keep his dog safe.

او برای ایمن نگه داشتن سگش از قلاده در هنگام قدم زدن استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید