| جمع | walkovers |
backward walkover with change of legs
راه رفتن به عقب با تغییر پا
It wasn't any walkover to alphabetize all those names.
مرتب کردن همه آن نامها اصلا کار آسانی نبود.
The team won by a walkover.
تیم با نتیجهی اطمینانبخش پیروز شد.
The game was a complete walkover for the champion.
بازی برای قهرمان یک پیروزی کامل بود.
The opposition put up no fight, making it a walkover for the incumbent.
مخالفان مقاومت نکردند، بنابراین پیروزی برای نامزد فعلی قطعی بود.
The election was a walkover as the only candidate running was unopposed.
انتخابات یک پیروزی قطعی بود زیرا تنها نامزد در حال رقابت هیچ رقیبی نداشت.
The tennis match turned out to be a walkover with the opponent retiring due to injury.
مسابقه تنیس به یک پیروزی قطعی تبدیل شد زیرا حریف به دلیل آسیبدیدگی کناره شد.
The boxer's skill made the match a walkover, defeating his opponent in the first round.
مهارت بوکسور باعث شد مسابقه یک پیروزی قطعی باشد و حریفش را در دور اول شکست دهد.
The chess grandmaster considered the match a walkover, easily outplaying his opponent.
استاد بزرگ شطرنج مسابقه را یک پیروزی قطعی دانست و به راحتی بر حریفش غلبه کرد.
The experienced lawyer knew it would be a walkover case, given the strong evidence in favor of their client.
وکیل با تجربه میدانست که این پرونده یک پیروزی قطعی خواهد بود، با توجه به شواهد قوی به نفع موکلشان.
The debate turned into a walkover as one side presented much stronger arguments.
بحث به یک پیروزی قطعی تبدیل شد زیرا یک طرف استدلالهای بسیار قویتری ارائه کرد.
The student found the exam a walkover after studying diligently for weeks.
دانشجو پس از هفتهها مطالعه دقیق، امتحان را یک پیروزی قطعی یافت.
backward walkover with change of legs
راه رفتن به عقب با تغییر پا
It wasn't any walkover to alphabetize all those names.
مرتب کردن همه آن نامها اصلا کار آسانی نبود.
The team won by a walkover.
تیم با نتیجهی اطمینانبخش پیروز شد.
The game was a complete walkover for the champion.
بازی برای قهرمان یک پیروزی کامل بود.
The opposition put up no fight, making it a walkover for the incumbent.
مخالفان مقاومت نکردند، بنابراین پیروزی برای نامزد فعلی قطعی بود.
The election was a walkover as the only candidate running was unopposed.
انتخابات یک پیروزی قطعی بود زیرا تنها نامزد در حال رقابت هیچ رقیبی نداشت.
The tennis match turned out to be a walkover with the opponent retiring due to injury.
مسابقه تنیس به یک پیروزی قطعی تبدیل شد زیرا حریف به دلیل آسیبدیدگی کناره شد.
The boxer's skill made the match a walkover, defeating his opponent in the first round.
مهارت بوکسور باعث شد مسابقه یک پیروزی قطعی باشد و حریفش را در دور اول شکست دهد.
The chess grandmaster considered the match a walkover, easily outplaying his opponent.
استاد بزرگ شطرنج مسابقه را یک پیروزی قطعی دانست و به راحتی بر حریفش غلبه کرد.
The experienced lawyer knew it would be a walkover case, given the strong evidence in favor of their client.
وکیل با تجربه میدانست که این پرونده یک پیروزی قطعی خواهد بود، با توجه به شواهد قوی به نفع موکلشان.
The debate turned into a walkover as one side presented much stronger arguments.
بحث به یک پیروزی قطعی تبدیل شد زیرا یک طرف استدلالهای بسیار قویتری ارائه کرد.
The student found the exam a walkover after studying diligently for weeks.
دانشجو پس از هفتهها مطالعه دقیق، امتحان را یک پیروزی قطعی یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید