blowout

[ایالات متحده]/blaʊˈaʊt/
[بریتانیا]/baɪˈaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انفجار یا فرار ناگهانی و شدید از چیزی، مانند گاز، بخار یا هوا.; یک خرابی موتور که باعث می‌شود یک خودرو ناگهان متوقف شود.; یک مهمانی یا جشن بزرگ و چشمگیر.
Word Forms
جمعblowouts

عبارات و ترکیب‌ها

blowout success

موفقیت انفجاری

blowout party

جشن بزرگ

oil blowout

انفجار نفت

a total blowout

یک شکست کامل

blowout sale

حراج بزرگ

birthday blowout

جشن تولد بزرگ

sports blowout

شکست سنگین در ورزش

blowout finish

پایان با نتیجه سنگین

a surprise blowout

شکست غیرمنتظره

جملات نمونه

we had a blowout party for her birthday.

ما یک مهمانی بزرگ برای تولد او ترتیب دادیم.

the car had a blowout on the highway.

ماشین در بزرگراه پنچر شد.

his blowout sale attracted many customers.

حراجی بزرگ او مشتریان زیادی را جذب کرد.

she was upset after the blowout argument.

او بعد از بحث شدید ناراحت بود.

the team suffered a blowout loss in the game.

تیم در بازی متحمل شکست سنگینی شد.

we need to prepare for a blowout presentation.

ما باید برای یک ارائه بزرگ آماده شویم.

his blowout performance earned him a standing ovation.

اجرای فوق العاده او باعث تشویق ایستاده ای شد.

they planned a blowout vacation to celebrate their anniversary.

آنها برای بزرگداشت سالگرد ازدواج خود یک تعطیلات بزرگ برنامه ریزی کردند.

the blowout sale lasted for three days.

حراجی بزرگ به مدت سه روز طول کشید.

after the blowout, they decided to reconcile.

بعد از آن اتفاق، آنها تصمیم گرفتند آشتی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید