cakewalk

[ایالات متحده]/keɪk wɔːk/
[بریتانیا]/keik wawk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کار آسان؛ چیزی که با تلاش کمی انجام می‌شود.؛ یک مسابقه رقص که شرکت‌کنندگان به شکلی دلنشین راه می‌روند.
v. برگزاری یک مسابقه cakewalk.
Word Forms
جمعcakewalks
شکل سوم شخص مفردcakewalks
زمان گذشتهcakewalked
قسمت سوم فعلcakewalked

عبارات و ترکیب‌ها

cakewalk contest

مسابقه آسان

cakewalk task

وظیفه آسان

cakewalk victory

پیروزی آسان

cakewalk event

رویداد آسان

cakewalk experience

تجربه آسان

cakewalk solution

راه حل آسان

cakewalk project

پروژه آسان

cakewalk game

بازی آسان

cakewalk journey

سفر آسان

cakewalk process

فرآیند آسان

جملات نمونه

winning the contest was a cakewalk for her.

برنده شدن در مسابقه برای او بسیار آسان بود.

for him, solving math problems is a cakewalk.

حل مسائل ریاضی برای او بسیار آسان است.

getting the promotion felt like a cakewalk.

گرفتن ترفیع برای او بسیار آسان بود.

the exam was a cakewalk compared to last year's.

مقایسه با سال گذشته، امتحان بسیار آسان بود.

learning the basics of the software was a cakewalk.

یادگیری اصول اولیه نرم افزار بسیار آسان بود.

for her, the project was a cakewalk.

برای او، پروژه بسیار آسان بود.

cooking dinner was a cakewalk with the new recipe.

با دستور العمل جدید، پختن شام بسیار آسان بود.

he thought the hike would be a cakewalk, but it was tough.

او فکر کرد که پیاده روی بسیار آسان خواهد بود، اما سخت بود.

completing the puzzle was a cakewalk for the kids.

حل کردن پازل برای بچه ها بسیار آسان بود.

she made the presentation seem like a cakewalk.

او باعث شد ارائه به نظر آسان برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید