wangled

[ایالات متحده]/ˈwæŋɡəld/
[بریتانیا]/ˈwæŋɡəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با نقشه‌چینی یا دستکاری به‌دست آوردن؛ جعل یا زیبا جلوه دادن؛ فریب دادن یا گمراه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wangled deal

معامله مشکوک

wangled way

راه حل مشکوک

wangled situation

وضعیت مشکوک

wangled plan

برنامه مشکوک

wangled solution

راه حل مشکوک

wangled outcome

نتیجه مشکوک

wangled approach

رویکرد مشکوک

wangled trick

ترفند مشکوک

wangled negotiation

مذاکره مشکوک

wangled escape

فرار مشکوک

جملات نمونه

he wangled his way into the exclusive party.

او با زیرکی و حیله وارد مهمانی انحصاری شد.

she wangled a free ticket to the concert.

او یک بلیط رایگان برای کنسرت به دست آورد.

they wangled a last-minute reservation at the restaurant.

آنها در آخرین لحظه توانستند برای رستوران رزرو کنند.

he wangled a promotion despite the competition.

او با وجود رقابت، ترفیع گرفت.

she wangled a meeting with the ceo.

او یک جلسه با مدیرعامل ترتیب داد.

they wangled their way into the vip section.

آنها راهی قسمت وی آی پی شدند.

he wangled an interview with the famous author.

او یک مصاحبه با نویسنده مشهور به دست آورد.

she wangled a scholarship for her studies abroad.

او بورسیه تحصیلی برای تحصیلاتش در خارج از کشور به دست آورد.

he wangled a better deal on his car purchase.

او یک معامله بهتر برای خرید ماشینش به دست آورد.

they wangled extra time to complete the project.

آنها زمان اضافی برای تکمیل پروژه به دست آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید