warble

[ایالات متحده]/'wɔːb(ə)l/
[بریتانیا]/'wɔrbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با صدای لرزان آواز خواندن، مانند یک پرنده
n. عمل آواز خواندن با صدای لرزان، مانند یک پرنده

عبارات و ترکیب‌ها

melodious warble

آواز دلنشین

warble a tune

آهنگ بخوان

bird's warble

آواز پرنده

warble softly

به آرامی آواز بخوان

جملات نمونه

The bird warbled a beautiful melody.

پرنده یک ملودی زیبا خواند.

She could hear the warbling of the robins in the garden.

او می‌توانست صدای آواز رابین‌ها را در باغ بشنود.

The singer's voice warbled as she reached the high notes.

صدای خواننده هنگام رسیدن به نت‌های بالا، آواز خواند.

The flute warbled a haunting tune.

فلوت یک نغمه دلخراش اجرا کرد.

The warbling of the creek provided a peaceful backdrop to the picnic.

صدای آبشار، پس‌زمینه‌ای آرام برای پیک‌نیک فراهم کرد.

The old radio warbled as it tried to tune in to the station.

رادیوی قدیمی سعی کرد به ایستگاه برسد و با صدای خش خش کار کرد.

The baby warbled happily as she played with her toys.

بچه با خوشحالی بازی کرد و با اسباب‌بازی‌هایش آواز خواند.

The nightingale warbled its enchanting song in the moonlit garden.

بلبل در باغ ماهتابی، آهنگ مسحور کننده‌اش را خواند.

The opera singer's voice warbled with emotion during the performance.

صدای خواننده اپرا با احساسات در طول اجرا، آواز خواند.

The cellphone signal warbled as the call dropped in and out.

سیگنال تلفن همراه به دلیل قطع و وصل تماس، با صدای خش خش کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید