warehoused

[ایالات متحده]/'weəhaʊzd/
[بریتانیا]/'wɛrhaʊzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انبار
vt. ذخیره کردن در انبار

عبارات و ترکیب‌ها

warehoused items

اقلام انبار شده

warehoused goods

کالا‌های انبار شده

warehoused products

محصولات انبار شده

warehoused inventory

موجودی انبار شده

warehoused materials

مواد انبار شده

warehoused assets

دارایی‌های انبار شده

warehoused supplies

تجهیزات انبار شده

warehoused equipment

تجهیزات انبار شده

warehoused stock

ذخیره انبار شده

جملات نمونه

the products were warehoused before distribution.

محصولات قبل از توزیع در انبار ذخیره شدند.

all the goods are warehoused in a secure location.

تمام کالاها در یک مکان امن انبار می‌شوند.

items are warehoused until they are needed.

کالاها تا زمانی که مورد نیاز هستند، انبار می‌شوند.

the company decided to have its inventory warehoused off-site.

شرکت تصمیم گرفت موجودی خود را در خارج از محل انبار کند.

many seasonal items are warehoused until the next year.

بسیاری از کالاهای فصلی تا سال بعد انبار می‌شوند.

after production, the items were quickly warehoused.

پس از تولید، اقلام به سرعت انبار شدند.

the logistics team is responsible for warehoused inventory management.

گروه تدارکات مسئول مدیریت موجودی انبار است.

they chose to have their products warehoused locally.

آنها تصمیم گرفتند محصولات خود را به صورت محلی انبار کنند.

properly warehoused items maintain their quality.

اقلام به درستی انبار شده، کیفیت خود را حفظ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید