warhorses

[ایالات متحده]/'wɔ:,hɔ:s/
[بریتانیا]/ˈwɔrˌhɔrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

اسب نظامی کهنه‌کار فرد باتجربه

عبارات و ترکیب‌ها

brave warhorse

اسب جنگی شجاع

loyal warhorse

اسب جنگی وفادار

battle-hardened warhorse

اسب جنگی آزموده در جنگ

جملات نمونه

The old warhorse led the charge into battle.

اسب جنگی پیر، به فرماندهی حمله به نبرد، پیشرو بود.

He rode his trusty warhorse into the sunset.

او سوار بر اسب جنگی مورد اعتماد خود به سمت غروب آفتاب رفت.

The warhorse galloped across the battlefield.

اسب جنگی در میدان جنگ به سرعت تاخت.

The knight mounted his warhorse with ease.

شوالیه به راحتی سوار بر اسب جنگی خود شد.

The warhorse was covered in armor for protection.

اسب جنگی برای محافظت پوشیده از زره بود.

The warhorse neighed loudly as it charged forward.

اسب جنگی با صدای بلند نعره زد زیرا به جلو حمله کرد.

The warhorse showed great stamina during the long journey.

اسب جنگی در طول سفر طولانی، استقامت فوق العاده ای نشان داد.

The warhorse was well-trained for battle.

اسب جنگی برای نبرد به خوبی آموزش دیده بود.

The warhorse was a valuable asset to the army.

اسب جنگی یک دارایی ارزشمند برای ارتش بود.

The warhorse was known for its bravery on the battlefield.

اسب جنگی به خاطر شجاعت خود در میدان جنگ مشهور بود.

نمونه‌های واقعی

The old warhorse from Kansas needed someone young and nakedly political.

اسب کهنه‌کار از کانزاس به کسی جوان و کاملاً سیاسی نیاز داشت.

منبع: The Economist - Arts

And you know, " SOS" is such a warhorse of a song.

و می‌دانید، " SOS" چنین آهنگی باستانی است.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

Amid a surfeit of TikTok celebrities and minor Hollywood glitterati, only a few old warhorses like Tom Cruise are guaranteed to bring out the crowds.

در میان تعداد زیادی از مشاهیر TikTok و ستارگان هالیوود جزئی، تنها چند اسب کهنه کار مانند تام کروز تضمین شده اند که جمعیت را به خود جذب کنند.

منبع: Economist Business

The square was dominated by a white marble statue of a headless man in impossibly ornate armor, astride a warhorse similarly arrayed. " Who might that be" ? wondered Tyrion.

میدان تحت تسلط یک مجسمه مرمر سفید از یک مرد بدون سر با زرهی غیرقابل تصور بود، بر روی اسبی با همین حالت. " کی می تواند باشد؟" تایرین فکر کرد.

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

Yes, Father, Bran told him. He looked up. Wrapped in his furs and leathers, mounted on his great warhorse, his lord father loomed over him like a giant. Robb says the man died bravely, but Jon says he was afraid.

بله، پدر، بران به او گفت. او سرش را بلند کرد. او که در پوست و چرم خود پیچیده بود، بر روی اسب جنگی بزرگش سوار بود، پدرش مانند یک غول بالای سرش قرار داشت. رابب می گوید آن مرد با شجاعت مرد، اما جان می گوید که او ترسیده بود.

منبع: A Song of Ice and Fire: Game of Thrones (Bilingual Edition)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید