warpath

[ایالات متحده]/'wɔːpɑːθ/
[بریتانیا]/'wɔrpæθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقدامات خصمانه؛ سفری از خصومت؛ احساسات خصمانه.
Word Forms
جمعwarpaths

عبارات و ترکیب‌ها

on the warpath

در مسیر جنگ

جملات نمونه

The chef is on the warpath today.

سرآشپز امروز در حال عصبانیت است.

Look out—the boss is on the warpath again!

مراقب باش—باز هم رئیس در حال عصبانیت است!

he intends to go on the warpath with a national campaign to reverse the decision.

او قصد دارد با یک کمپین ملی برای معکوس کردن تصمیم، وارد جنگ شود.

She's on the warpath about the company's unethical practices.

او به دلیل رفتارهای غیراخلاقی شرکت، عصبانی و خشمگین است.

He went on the warpath after finding out about the betrayal.

او پس از متوجه شدن خیانت، خشمگین شد.

The boss is on the warpath because of the missed deadline.

رئیس به دلیل از دست دادن مهلت مقرر، خشمگین است.

The team captain went on the warpath after the unfair decision by the referee.

سرمربی تیم پس از تصمیم ناعادلانه داور، خشمگین شد.

The politician is on the warpath against corruption in the government.

سیاستمدار با فساد در دولت مقابله می‌کند.

The activists are on the warpath for environmental conservation.

فعالین برای حفظ محیط زیست در حال مبارزه هستند.

The community is on the warpath to fight against crime in the neighborhood.

جامعه برای مبارزه با جرم و جنایت در محله در حال اقدام است.

The teacher went on the warpath when students were caught cheating on the exam.

معلم وقتی متوجه شد که دانش آموزان در امتحان تقلب کرده اند، خشمگین شد.

The shareholders are on the warpath over the company's financial mismanagement.

سهامداران به دلیل سوء مدیریت مالی شرکت، خشمگین هستند.

The fans went on the warpath when their favorite team lost the championship.

هواداران وقتی تیم مورد علاقه آنها مسابقات قهرمانی را باختند، خشمگین شدند.

نمونه‌های واقعی

Once here, it's on the warpath.

وقتی اینجا باشید، در مسیر جنگ قرار دارید.

منبع: If there is a if.

My point is, Bailey's on the warpath about you and Denny, so just be careful.

نکته من این است که بیلی در مسیر جنگ در مورد شما و دنی قرار دارد، بنابراین فقط مراقب باشید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

We heard Sparta was on the warpath. We were eager to join forces.

شنیدیم اسپارتای در مسیر جنگ است. ما مشتاق به اتحاد بودیم.

منبع: Spartan 300 Warriors

It and Pershing may still benefit from the earlier efforts of TCI, another fund already on the warpath against Alphabet's high costs and cash-burning moonshots.

ممکن است این و پرشینگ هنوز هم از تلاش‌های قبلی TCI، صندوق دیگری که از قبل در مسیر جنگ علیه هزینه‌های بالای آلفابت و پروژه‌های فضایی سوزاننده پول است، بهره‌مند شوند.

منبع: Economist Business

We get into violent arguments and violent quarrels, sometimes about stock, sometimes because we take sides with our favorites when the dark Mickens family goes on the warpath.

ما دچار بحث‌ها و مشاجرات خشونت‌آمیز می‌شویم، گاهی اوقات در مورد سهام، گاهی اوقات به این دلیل که از طرف مورد علاقه‌های خود می‌ایستیم وقتی که خانواده تاریک میکنز در مسیر جنگ قرار می‌گیرد.

منبع: Cross Stream (Part 1)

They didn't mind trading for all the spice you could afford, but they were devils on the warpath if you stepped foot where they forbade you to go.

آنها مشکلی نداشتند که در ازای تمام ادویه‌هایی که می‌توانستید بپردازید معامله کنند، اما اگر پا به جایی می‌گذاشتید که آنها از شما منع کرده بودند، آنها شیاطین در مسیر جنگ بودند.

منبع: "Dune" audiobook

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید