warper

[ایالات متحده]/wɔːpə/
[بریتانیا]/wɔrpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای پیچاندن نخ بر روی یک تیر استفاده می‌شود؛ شخصی که یک دستگاه پیچش را کار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

time warper

دستگاه تغییر زمان

space warper

دستگاه تغییر فضا

warper effect

اثر وارپ

warper technology

فناوری وارپ

warper field

میدان وارپ

warper device

دستگاه وارپ

warper function

تابع وارپ

warper module

ماژول وارپ

warper system

سیستم وارپ

جملات نمونه

the warper is essential for our production line.

دستگاه وارپر برای خط تولید ما ضروری است.

she decided to become a warper after seeing its benefits.

او پس از دیدن مزایای آن تصمیم گرفت وارپر شود.

using a warper can significantly increase efficiency.

استفاده از وارپر می‌تواند به طور قابل توجهی کارایی را افزایش دهد.

the warper adjusts the fabric tension automatically.

وارپر به طور خودکار کشش پارچه را تنظیم می‌کند.

we need to calibrate the warper before starting production.

ما باید وارپر را قبل از شروع تولید کالیبره کنیم.

the warper malfunctioned, causing delays in the workflow.

وارپر دچار نقص فنی شد که باعث تاخیر در گردش کار شد.

he is an expert warper, known for his precision.

او یک وارپر متخصص است که به دلیل دقتش شناخته شده است.

we installed a new warper to improve our textile quality.

ما یک وارپر جدید نصب کردیم تا کیفیت منسوجات خود را بهبود بخشیم.

the warper's settings can be adjusted for different materials.

تنظیمات وارپر را می‌توان برای مواد مختلف تنظیم کرد.

training staff on the warper is crucial for safety.

آموزش کارکنان در مورد وارپر برای ایمنی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید