washdown

[ایالات متحده]/wɒʃdaʊn/
[بریتانیا]/wɑːʃdaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شستشوی کامل; شستشوی کامل

عبارات و ترکیب‌ها

washdown area

منطقه شستشو

washdown procedure

روش شستشو

washdown system

سیستم شستشو

washdown equipment

تجهیزات شستشو

washdown service

خدمات شستشو

washdown station

ایستگاه شستشو

washdown tank

مخزن شستشو

washdown solution

محلول شستشو

washdown process

فرآیند شستشو

washdown method

روش شستشو

جملات نمونه

the workers used a washdown procedure to clean the equipment.

کارگران از یک روش شستشو برای تمیز کردن تجهیزات استفاده کردند.

after the event, a thorough washdown of the area was necessary.

پس از رویداد، یک شستشوی کامل از منطقه ضروری بود.

we scheduled a washdown of the trucks after the long trip.

ما یک شستشو برای کامیون ها پس از سفر طولانی برنامه ریزی کردیم.

the washdown process helps maintain hygiene in the facility.

فرایند شستشو به حفظ بهداشت در تأسیسات کمک می کند.

they implemented a washdown routine to ensure safety standards.

آنها یک روال شستشو برای اطمینان از رعایت استانداردهای ایمنی اجرا کردند.

regular washdowns can extend the life of the machinery.

شستشوهای منظم می تواند عمر ماشین آلات را افزایش دهد.

during maintenance, a washdown is essential for proper cleaning.

در طول نگهداری، یک شستشو برای تمیز کردن مناسب ضروری است.

after the storm, a washdown of the outdoor areas was required.

پس از طوفان، یک شستشو از مناطق فضای باز مورد نیاز بود.

the washdown system is efficient and environmentally friendly.

سیستم شستشو کارآمد و سازگار با محیط زیست است.

he learned how to perform a washdown on the farm equipment.

او یاد گرفت که چگونه یک شستشو روی تجهیزات کشاورزی انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید