washup

[ایالات متحده]/wɒʃʌp/
[بریتانیا]/wɑːʃʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شستن چیزی تمیز
Word Forms
جمعwashups

عبارات و ترکیب‌ها

washup time

زمان شستشو

washup duty

وظیفه شستشو

washup station

ایستگاه شستشو

washup area

منطقه شستشو

washup crew

گروه شستشو

washup service

خدمات شستشو

washup supplies

تجهیزات شستشو

washup process

فرآیند شستشو

washup materials

مواد شستشو

جملات نمونه

after dinner, it's time for the washup.

بعد از شام، وقت شستشو است.

can you help me with the washup?

می‌توانی به من در شستشو کمک کنی؟

the washup took longer than expected.

شستشو بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she always volunteers for the washup.

او همیشه برای شستشو داوطلب می‌شود.

we split the washup duties among the group.

ما وظایف شستشو را بین گروه تقسیم کردیم.

don't forget to do the washup before you leave.

قبل از رفتن، شستشو را فراموش نکنید.

he hates the washup after parties.

او از شستشو بعد از مهمانی‌ها متنفر است.

the kids are responsible for the washup tonight.

امشب بچه‌ها مسئول شستشو هستند.

we made a plan for the washup rotation.

ما برای گردش شستشو برنامه ریزی کردیم.

she always listens to music during the washup.

او همیشه در حین شستشو به موسیقی گوش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید