wastings

[ایالات متحده]/'weɪstɪŋ/
[بریتانیا]/'westɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور ناکارآمد یا غیرضروری استفاده می‌شود
n. عمل استفاده از چیزی به طور بی‌ملاحظه یا به طور بیش از حد، فرآیند از دست دادن تدریجی یا هدر رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

wasting time

از دست دادن وقت

wasting money

هدر دادن پول

wasting energy

هدر دادن انرژی

wasting resources

هدر دادن منابع

wasting opportunities

از دست دادن فرصت‌ها

wasting disease

بیماری تحلیل‌برنده

جملات نمونه

There's no point in wasting time.

هیچ فایده ای در تلف کردن وقت نیست.

wasting away from an illness.

در حال تحلیل رفتن به دلیل بیماری.

the wasting process of erosion.

فرآیند فرسایشی تخریب.

I don't approve of wasting time.

من با تلف کردن وقت موافق نیستم.

they paid dearly for wasting goalscoring opportunities.

آنها برای از دست دادن فرصت‌های گلزنی هزینه زیادی پرداختند.

on your way, and stop wasting my time!.

در مسیر خود باشید و وقت من را تلف نکنید!

Their team was penalized for intentionally wasting time.

تیم آنها به دلیل عمداً تلف کردن وقت جریمه شد.

It will save the student from wasting his time in exercises.

این کار از صرف وقت دانشجو در انجام تمرینات جلوگیری می‌کند.

Hurry up, we're wasting time.

سریع شو، داریم وقت تلف می‌کنیم.

I wondered darkly if I was wasting my time.

من به تاریکی فکر کردم که آیا وقتم را تلف می کنم یا نه.

he could not fairly be accused of wasting police time.

نمی‌توان او را به طور منصفانه به هدر دادن وقت پلیس متهم کرد.

she was dying of Aids, visibly wasting away.

او به دلیل ایدز در حال مرگ بود و به وضوح تحلیل می‌رفت.

Wasting food when people are starving is a grievous wrong.

هدر دادن غذا در حالی که مردم گرسنه هستند، یک اشتباه بزرگ است.

Instead of wasting time, she employed herself in reading.

به جای تلف کردن وقت، او خود را به مطالعه مشغول کرد.

he savaged the government for wasting billions in their failed bid to prop up the pound.

او دولت را به خاطر هدر دادن میلیاردها در تلاش ناموفق برای حمایت از پوند مورد انتقاد قرار داد.

I feel like I’m just wasting my breath trying to explain things to him.

احساس می‌کنم دارم بی‌دلیل انرژی‌ام را صرف توضیح دادن مسائل به او می‌کنم.

Xy:Look, you whiney crybaby, we're not wasting the element of surprise to mollify your nyctophobia.

ایکس‌وای: نگاه کن، ای نوزاد گریه‌کننده، ما عنصر غافلگیری را برای آرام کردن نوکتافوبیا (ترس از تاریکی) شما هدر نمی‌دهیم.

The boss told him“Quit wasting time!Fish or cut bait.

رئیس به او گفت: «وقت تلف نکن! ماهی یا طعمه‌گذاری کن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید