weaner

[ایالات متحده]/ˈwiːnə/
[بریتانیا]/ˈwiːnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان جوان که از شیر گرفته شده است؛ دستگاهی که برای شیرگیری استفاده می‌شود
Word Forms
جمعweaners

عبارات و ترکیب‌ها

weaner pig

گوساله شیردهی

weaner feed

غذا برای گوساله شیردهی

weaner management

مدیریت گوساله شیردهی

weaner weight

وزن گوساله شیردهی

weaner growth

رشد گوساله شیردهی

weaner health

سلامتی گوساله شیردهی

weaner stage

مرحله گوساله شیردهی

weaner diet

رژیم غذایی گوساله شیردهی

weaner group

گروه گوساله شیردهی

weaner size

اندازه گوساله شیردهی

جملات نمونه

the weaner was healthy and showed good growth.

بره‌ بالغ سالم بود و رشد خوبی نشان می‌داد.

farmers often monitor the weight of each weaner.

کشاورزان اغلب وزن هر بره بالغ را کنترل می‌کنند.

proper nutrition is essential for a weaner’s development.

تغذیه مناسب برای رشد بره بالغ ضروری است.

the weaner needs to be kept in a clean environment.

بره بالغ باید در یک محیط تمیز نگهداری شود.

weaner pigs are often sold at livestock auctions.

بره‌های بالغ اغلب در حراجی‌های دام به فروش می‌رسند.

veterinarians recommend vaccinations for weaners.

پزشکان دامپزشکی واکسیناسیون را برای بره‌های بالغ توصیه می‌کنند.

after weaning, the weaner should be gradually introduced to solid food.

پس از شیردانی، بره بالغ باید به تدریج به غذای جامد معرفی شود.

a good weaner program can improve overall herd health.

یک برنامه خوب برای بره بالغ می‌تواند سلامت کلی گله را بهبود بخشد.

farmers need to ensure the weaner is socialized with other pigs.

کشاورزان باید اطمینان حاصل کنند که بره بالغ با سایر خوک‌ها اجتماعی شده است.

monitoring the behavior of weaners can indicate their health status.

نظارت بر رفتار بره‌های بالغ می‌تواند وضعیت سلامتی آنها را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید