weaved fabric
پارچه بافته شده
weaved stories
داستانهای بافته شده
weaved patterns
الگوهای بافته شده
weaved dreams
رویاهای بافته شده
weaved tales
قصههای بافته شده
weaved connections
ارتباطات بافته شده
weaved threads
نخهای بافته شده
weaved art
هنر بافته شده
weaved history
تاریخ بافته شده
weaved memories
خاطرات بافته شده
she weaved a beautiful tapestry for the exhibition.
او یک گبه زیبا برای نمایشگاه بافت.
the story weaved together different cultures and traditions.
داستان فرهنگها و سنتهای مختلف را با هم بافت.
he weaved a tale that captivated the audience.
او داستانی بافت که مخاطبان را مجذوب خود کرد.
they weaved the fabric using traditional techniques.
آنها پارچه را با استفاده از تکنیکهای سنتی بافتند.
the artist weaved colors into a stunning masterpiece.
هنرمند رنگها را در یک شاهکار خیرهکننده بافت.
she weaved her dreams into reality through hard work.
او با تلاش فراوان، رویاهایش را به واقعیت بافت.
the community weaved a strong network of support.
جامعه یک شبکه قوی از حمایت بافت.
he weaved intricate patterns in his designs.
او طرحهای پیچیده را در طرحهای خود بافت.
the documentary weaved together interviews and footage.
مستند مصاحبهها و فیلمها را با هم بافت.
they weaved stories of hope and resilience.
آنها داستانهایی از امید و تابآوری بافتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید