weaved

[ایالات متحده]/wivd/
[بریتانیا]/wivd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محصول بافتن
vt. درهم بافتن رشته‌ها برای ساخت پارچه یا ماده
vi. تشکیل پارچه با درهم بافتن نخ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

weaved fabric

پارچه بافته شده

weaved stories

داستان‌های بافته شده

weaved patterns

الگوهای بافته شده

weaved dreams

رویاهای بافته شده

weaved tales

قصه‌های بافته شده

weaved connections

ارتباطات بافته شده

weaved threads

نخ‌های بافته شده

weaved art

هنر بافته شده

weaved history

تاریخ بافته شده

weaved memories

خاطرات بافته شده

جملات نمونه

she weaved a beautiful tapestry for the exhibition.

او یک گبه زیبا برای نمایشگاه بافت.

the story weaved together different cultures and traditions.

داستان فرهنگ‌ها و سنت‌های مختلف را با هم بافت.

he weaved a tale that captivated the audience.

او داستانی بافت که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

they weaved the fabric using traditional techniques.

آنها پارچه را با استفاده از تکنیک‌های سنتی بافتند.

the artist weaved colors into a stunning masterpiece.

هنرمند رنگ‌ها را در یک شاهکار خیره‌کننده بافت.

she weaved her dreams into reality through hard work.

او با تلاش فراوان، رویاهایش را به واقعیت بافت.

the community weaved a strong network of support.

جامعه یک شبکه قوی از حمایت بافت.

he weaved intricate patterns in his designs.

او طرح‌های پیچیده را در طرح‌های خود بافت.

the documentary weaved together interviews and footage.

مستند مصاحبه‌ها و فیلم‌ها را با هم بافت.

they weaved stories of hope and resilience.

آنها داستان‌هایی از امید و تاب‌آوری بافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید