webby

[ایالات متحده]/ˈwɛbi/
[بریتانیا]/ˈwɛbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ساختار یا ظاهری شبیه به وب; دارای پاهای پرده‌ای یا ویژگی‌های مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

webby design

طراحی وب‌محور

webby texture

بافت وب‌محور

webby interface

رابط کاربری وب‌محور

webby style

سبک وب‌محور

webby feel

احساس وب‌محور

webby layout

چیدمان وب‌محور

webby look

ظاهر وب‌محور

webby theme

موضوع وب‌محور

webby effect

اثر وب‌محور

webby application

برنامه وب‌محور

جملات نمونه

the webby texture of the fabric makes it unique.

بافت منحصربه‌فرد پارچه به دلیل بافتارهایی است که دارد.

she found a webby spider in the corner of the room.

او یک عنکبوت تار مانند در گوشه اتاق پیدا کرد.

the webby design of the website is user-friendly.

طراحی تار مانند وب سایت کاربر پسند است.

his hair had a webby look after the rain.

بعد از باران، موهای او ظاهری تار مانند داشت.

the webby layers of the cake were delicious.

لایه‌های تار مانند کیک خوشمزه بودند.

the artist created a webby sculpture from recycled materials.

هنرمند یک مجسمه تار مانند از مواد بازیافتی ساخت.

she loves the webby patterns on the wallpaper.

او طرح‌های تار مانند روی کاغذ دیواری را دوست دارد.

the webby strands of the plant were fascinating to observe.

الگوهای تار مانند گیاه برای مشاهده بسیار جذاب بودند.

his voice had a webby quality that was soothing.

صدای او کیفیتی تار مانند داشت که آرامش بخش بود.

the webby clouds in the sky hinted at a storm.

ابر های تار مانند در آسمان نشان دهنده طوفان بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید