webby design
طراحی وبمحور
webby texture
بافت وبمحور
webby interface
رابط کاربری وبمحور
webby style
سبک وبمحور
webby feel
احساس وبمحور
webby layout
چیدمان وبمحور
webby look
ظاهر وبمحور
webby theme
موضوع وبمحور
webby effect
اثر وبمحور
webby application
برنامه وبمحور
the webby texture of the fabric makes it unique.
بافت منحصربهفرد پارچه به دلیل بافتارهایی است که دارد.
she found a webby spider in the corner of the room.
او یک عنکبوت تار مانند در گوشه اتاق پیدا کرد.
the webby design of the website is user-friendly.
طراحی تار مانند وب سایت کاربر پسند است.
his hair had a webby look after the rain.
بعد از باران، موهای او ظاهری تار مانند داشت.
the webby layers of the cake were delicious.
لایههای تار مانند کیک خوشمزه بودند.
the artist created a webby sculpture from recycled materials.
هنرمند یک مجسمه تار مانند از مواد بازیافتی ساخت.
she loves the webby patterns on the wallpaper.
او طرحهای تار مانند روی کاغذ دیواری را دوست دارد.
the webby strands of the plant were fascinating to observe.
الگوهای تار مانند گیاه برای مشاهده بسیار جذاب بودند.
his voice had a webby quality that was soothing.
صدای او کیفیتی تار مانند داشت که آرامش بخش بود.
the webby clouds in the sky hinted at a storm.
ابر های تار مانند در آسمان نشان دهنده طوفان بودند.
webby design
طراحی وبمحور
webby texture
بافت وبمحور
webby interface
رابط کاربری وبمحور
webby style
سبک وبمحور
webby feel
احساس وبمحور
webby layout
چیدمان وبمحور
webby look
ظاهر وبمحور
webby theme
موضوع وبمحور
webby effect
اثر وبمحور
webby application
برنامه وبمحور
the webby texture of the fabric makes it unique.
بافت منحصربهفرد پارچه به دلیل بافتارهایی است که دارد.
she found a webby spider in the corner of the room.
او یک عنکبوت تار مانند در گوشه اتاق پیدا کرد.
the webby design of the website is user-friendly.
طراحی تار مانند وب سایت کاربر پسند است.
his hair had a webby look after the rain.
بعد از باران، موهای او ظاهری تار مانند داشت.
the webby layers of the cake were delicious.
لایههای تار مانند کیک خوشمزه بودند.
the artist created a webby sculpture from recycled materials.
هنرمند یک مجسمه تار مانند از مواد بازیافتی ساخت.
she loves the webby patterns on the wallpaper.
او طرحهای تار مانند روی کاغذ دیواری را دوست دارد.
the webby strands of the plant were fascinating to observe.
الگوهای تار مانند گیاه برای مشاهده بسیار جذاب بودند.
his voice had a webby quality that was soothing.
صدای او کیفیتی تار مانند داشت که آرامش بخش بود.
the webby clouds in the sky hinted at a storm.
ابر های تار مانند در آسمان نشان دهنده طوفان بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید