weldments

[ایالات متحده]/wɛldmənt/
[بریتانیا]/wɛldmənt/

ترجمه

n. یک جزء یا مجموعه ای که با جوشکاری ساخته شده است؛ قسمت یا مجموعه جوش داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

weldment assembly

مونتاژ قطعات جوشی

weldment design

طراحی قطعات جوشی

weldment fabrication

ساخت قطعات جوشی

weldment inspection

بازرسی قطعات جوشی

weldment repair

تعمیر قطعات جوشی

weldment strength

مقاومت قطعات جوشی

weldment joint

اتصال قطعات جوشی

weldment quality

کیفیت قطعات جوشی

weldment testing

آزمایش قطعات جوشی

weldment structure

ساختار قطعات جوشی

جملات نمونه

the weldment needs to be inspected for quality.

قطعه جوشی نیاز به بازرسی برای اطمینان از کیفیت دارد.

we will fabricate a custom weldment for the project.

ما یک قطعه جوشی سفارشی برای پروژه تولید خواهیم کرد.

proper cooling is essential for the weldment's strength.

خنک‌سازی مناسب برای استحکام قطعه جوشی ضروری است.

the weldment was completed ahead of schedule.

قطعه جوشی زودتر از موعد مقرر تکمیل شد.

they used a robot to create the weldment efficiently.

آنها از یک ربات برای ایجاد کارآمد قطعه جوشی استفاده کردند.

testing the weldment ensures it meets safety standards.

آزمایش قطعه جوشی اطمینان می دهد که با استانداردهای ایمنی مطابقت دارد.

we need to choose the right material for the weldment.

ما باید ماده مناسب برای قطعه جوشی را انتخاب کنیم.

the design of the weldment is crucial for its performance.

طراحی قطعه جوشی برای عملکرد آن بسیار مهم است.

he specializes in the assembly of large weldments.

او در مونتاژ قطعات جوشی بزرگ تخصص دارد.

we will review the weldment specifications before production.

ما مشخصات قطعه جوشی را قبل از تولید بررسی خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید