whaping

[ایالات متحده]/wɒpɪŋ/
[بریتانیا]/wɑːpɪŋ/

ترجمه

vi. ضربه دردناک وارد کردن؛ فتح کردن؛ شکست دادن
n. سقوط ناگهانی؛ ضربه سنگین

عبارات و ترکیب‌ها

whaping sound

صدای واپینگ

whaping noise

نویز واپینگ

whaping effect

اثر واپینگ

whaping force

نیروی واپینگ

whaping impact

اثر ضربه واپینگ

whaping motion

حرکت واپینگ

whaping action

عمل واپینگ

whaping strike

ضربه واپینگ

whaping blow

ضربه واپینگ

whaping gesture

حرکت واپینگ

جملات نمونه

whaping the table can get everyone's attention.

ضربه زدن به میز می‌تواند توجه همه را جلب کند.

he was whaping his hands to the beat of the music.

او با ریتم موسیقی دست‌هایش را می‌کوبید.

she was whaping her feet as she waited for the bus.

او در حالی که منتظر اتوبوس بود، پاهایش را می‌کوبید.

the teacher was whaping the chalkboard to get the students' focus.

معلم برای جلب توجه دانش‌آموزان، تخته سیاه را می‌کوبید.

whaping the door loudly startled everyone in the room.

ضربه زدن به در به شدت همه افراد اتاق را غافلگیر کرد.

they were whaping their hands in excitement after the game.

آنها بعد از بازی با هیجان دست‌هایشان را می‌کوبیدند.

whaping the surface of the water created ripples.

ضربه زدن به سطح آب باعث ایجاد موج شد.

he kept whaping the ball against the wall to practice.

او برای تمرین، توپ را به دیوار می‌کوبید.

whaping the paper helped to smooth out the wrinkles.

صاف کردن کاغذ به از بین بردن چروک‌ها کمک کرد.

she was whaping her umbrella to shake off the rain.

او چترش را می‌کوبید تا باران را دور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید