wheedlings and charms
دسفروشها و فسونها
her wheedlings failed
دسفروشیهای او بیاثر بود
wheedlings of children
دسفروشیهای کودکان
his wheedlings worked
دسفروشیهای او مؤثر بود
wheedlings for favors
دسفروشی برای منت گرفتن
wheedlings and lies
دسفروشی و دروغگویی
ignore the wheedlings
دسفروشیها را نادیده بگیرید
wheedlings in vain
دسفروشیهای بینتیجه
respond to wheedlings
به دسفروشیها پاسخ دهید
wheedlings of persuasion
دسفروشیهای متقاعدکننده
her wheedlings convinced him to lend her the money.
توسل او به حیله و فریب، او را متقاعد کرد که پول را به او قرض دهد.
the child's wheedlings made it hard for the parents to say no.
حیلهگریهای کودک باعث میشد که برای والدین گفتن نه سخت باشد.
despite his wheedlings, she remained firm in her decision.
با وجود تلاشهای او برای فریب دادن، او در تصمیم خود مصمم ماند.
his wheedlings were charming, but she wasn't fooled.
حیله و فریب او جذاب بود، اما او فریب نخورد.
she used her wheedlings to get what she wanted.
او از حیله و فریب خود برای به دست آوردن خواستههایش استفاده کرد.
the politician's wheedlings failed to sway the voters.
تلاشهای سیاسیون برای فریب دادن رایدهندگان بیاثر بود.
his wheedlings fell on deaf ears during the meeting.
توسل او به حیله و فریب در طول جلسه بیاثر بود.
she smiled sweetly, using her wheedlings to persuade him.
او با لبخند شیرین، از حیله و فریب برای متقاعد کردن او استفاده کرد.
wheedlings often work better than demands.
حیله و فریب اغلب بهتر از خواستهها جواب میدهد.
he was tired of her constant wheedlings for attention.
او از تلاشهای مداوم او برای جلب توجه خسته شده بود.
wheedlings and charms
دسفروشها و فسونها
her wheedlings failed
دسفروشیهای او بیاثر بود
wheedlings of children
دسفروشیهای کودکان
his wheedlings worked
دسفروشیهای او مؤثر بود
wheedlings for favors
دسفروشی برای منت گرفتن
wheedlings and lies
دسفروشی و دروغگویی
ignore the wheedlings
دسفروشیها را نادیده بگیرید
wheedlings in vain
دسفروشیهای بینتیجه
respond to wheedlings
به دسفروشیها پاسخ دهید
wheedlings of persuasion
دسفروشیهای متقاعدکننده
her wheedlings convinced him to lend her the money.
توسل او به حیله و فریب، او را متقاعد کرد که پول را به او قرض دهد.
the child's wheedlings made it hard for the parents to say no.
حیلهگریهای کودک باعث میشد که برای والدین گفتن نه سخت باشد.
despite his wheedlings, she remained firm in her decision.
با وجود تلاشهای او برای فریب دادن، او در تصمیم خود مصمم ماند.
his wheedlings were charming, but she wasn't fooled.
حیله و فریب او جذاب بود، اما او فریب نخورد.
she used her wheedlings to get what she wanted.
او از حیله و فریب خود برای به دست آوردن خواستههایش استفاده کرد.
the politician's wheedlings failed to sway the voters.
تلاشهای سیاسیون برای فریب دادن رایدهندگان بیاثر بود.
his wheedlings fell on deaf ears during the meeting.
توسل او به حیله و فریب در طول جلسه بیاثر بود.
she smiled sweetly, using her wheedlings to persuade him.
او با لبخند شیرین، از حیله و فریب برای متقاعد کردن او استفاده کرد.
wheedlings often work better than demands.
حیله و فریب اغلب بهتر از خواستهها جواب میدهد.
he was tired of her constant wheedlings for attention.
او از تلاشهای مداوم او برای جلب توجه خسته شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید