wheedlings

[ایالات متحده]/wɪˈdliːz/
[بریتانیا]/wɪˈdliːŋz/

ترجمه

vt. با کلمات شیرین فریب دادن \nvi. با کلمات شیرین فریب خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

wheedlings and charms

دس‌فروش‌ها و فسون‌ها

her wheedlings failed

دس‌فروشی‌های او بی‌اثر بود

wheedlings of children

دس‌فروشی‌های کودکان

his wheedlings worked

دس‌فروشی‌های او مؤثر بود

wheedlings for favors

دس‌فروشی برای منت گرفتن

wheedlings and lies

دس‌فروشی و دروغگویی

ignore the wheedlings

دس‌فروشی‌ها را نادیده بگیرید

wheedlings in vain

دس‌فروشی‌های بی‌نتیجه

respond to wheedlings

به دس‌فروشی‌ها پاسخ دهید

wheedlings of persuasion

دس‌فروشی‌های متقاعدکننده

جملات نمونه

her wheedlings convinced him to lend her the money.

توسل او به حیله و فریب، او را متقاعد کرد که پول را به او قرض دهد.

the child's wheedlings made it hard for the parents to say no.

حیله‌گری‌های کودک باعث می‌شد که برای والدین گفتن نه سخت باشد.

despite his wheedlings, she remained firm in her decision.

با وجود تلاش‌های او برای فریب دادن، او در تصمیم خود مصمم ماند.

his wheedlings were charming, but she wasn't fooled.

حیله و فریب او جذاب بود، اما او فریب نخورد.

she used her wheedlings to get what she wanted.

او از حیله و فریب خود برای به دست آوردن خواسته‌هایش استفاده کرد.

the politician's wheedlings failed to sway the voters.

تلاش‌های سیاسیون برای فریب دادن رای‌دهندگان بی‌اثر بود.

his wheedlings fell on deaf ears during the meeting.

توسل او به حیله و فریب در طول جلسه بی‌اثر بود.

she smiled sweetly, using her wheedlings to persuade him.

او با لبخند شیرین، از حیله و فریب برای متقاعد کردن او استفاده کرد.

wheedlings often work better than demands.

حیله و فریب اغلب بهتر از خواسته‌ها جواب می‌دهد.

he was tired of her constant wheedlings for attention.

او از تلاش‌های مداوم او برای جلب توجه خسته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید