whelming

[ایالات متحده]/wɛlmɪŋ/
[بریتانیا]/wɛlmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری whelm، به معنی غرق کردن یا تحت الشعاع قرار دادن
n. عمل تحت الشعاع قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

whelming support

حمایت گسترده

whelming majority

اکثریت قاطع

whelming response

پاسخگویی گسترده

whelming force

قدرت گسترده

whelming success

موفقیت گسترده

whelming evidence

شواهد گسترده

whelming pressure

فشار گسترده

whelming challenge

چالش گسترده

whelming emotions

احساسات گسترده

whelming excitement

هیجان گسترده

جملات نمونه

the whelming support from the community was heartwarming.

حمایت چشمگیر و دلگرم کننده از سوی جامعه بسیار دلگرم کننده بود.

she felt a whelming sense of joy at the surprise party.

او احساس شادی چشمگیر و وصف ناپذیری در مهمانی غافلگیری داشت.

the whelming response to the event exceeded our expectations.

پاسخگویی چشمگیر به این رویداد از انتظارات ما فراتر رفت.

his whelming enthusiasm for the project inspired the team.

اشتیاق چشمگیر او به این پروژه الهام بخش تیم شد.

there was a whelming amount of information to process.

مقدار زیادی از اطلاعات برای پردازش وجود داشت.

the whelming beauty of the landscape took her breath away.

زیبایی چشمگیر منظره او را به حیرت آورد.

he faced a whelming challenge in his new job.

او با یک چالش چشمگیر در شغل جدیدش روبرو شد.

the whelming noise in the city can be overwhelming at times.

سر و صدای چشمگیر در شهر گاهی اوقات طاقت فرسا است.

she was met with whelming criticism after the decision.

او پس از تصمیم گیری با انتقادات چشمگیر روبرو شد.

his whelming desire to succeed drove him to work harder.

تمایل چشمگیر او به موفقیت او را به تلاش بیشتر سوق داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید