whet

[ایالات متحده]/wet/
[بریتانیا]/wet/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تیز کردن (چاقو، تبر و غیره) بر روی سنگ؛ تحریک اشتهای کسی، افزایش گرسنگی کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

whet your appetite

تحریک اشتها

whet a knife

غلاف‌گیری چاقو

whet your curiosity

برانگیختن کنجکاوی شما

جملات نمونه

whet a knife on the stone

چاقو را بر روی سنگ تیز کنید.

If the ox falls,whet your knife.

اگر گاو افتاد، چاقویت را تیز کن.

here's an extract to whet your appetite.

اینجا یک قسمت برای تحریک اشتها وجود دارد.

Don’t eat too much of this dish. It’s only to whet your appetite for the main course.

زیاد از این غذا نخور. این فقط برای تحریک اشتهای شما برای غذای اصلی است.

Old mother is whetting, and saying:" I want to whet this pontil to be a small needle.

مادر پیر در حال تیز کردن است و می‌گوید: "می‌خواهم این پونتیل را تیز کنم تا سوزنی کوچک شود.

BE all wiped a daubery by his hard iterative wrinkle, he is like a worker's similar dozen to whet this scenery painting.

با تمام لکه‌هایی که از چین و چروک سخت و تکراری او ایجاد شده، او مانند دوازده مشابه یک کارگر برای تیز کردن این نقاشی منظره است.

The green goes to warmly again arrive Ping-ho, Chaperonage life love process, Deduce the abyss of time in the banality, Whet to match to the hard separation in the pettiness.

سبز دوباره به گرمی می‌رسد پینگ-هو، فرآیند عشق و زندگی را تحت نظر دارد، استنتاج ورطه‌ی زمان در بدیعیت، برای تطبیق با جدایی سخت در حقارت.

نمونه‌های واقعی

Yes, Brazilian food is on the menu today, and we will whet your appetite with language about food.

بله، غذاهای برزیلی امروز در منو وجود دارد و ما اشتیاق شما را با صحبت در مورد غذا تقویت خواهیم کرد.

منبع: 6 Minute English

Wherefore, Donald was whetted to work even harder.

بنابراین، دونالد برای کار حتی بیشتر ترغیب شد.

منبع: Pan Pan

The poor morsel of food only whetted desire.

قطعه‌ی فقیرانه غذا تنها اشتیاق را تقویت کرد.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer

I must say, it appears this spot of intrigue has whetted appetites.

باید بگویم، به نظر می‌رسد این نقطه از رمز و راز اشتیاق‌ها را تقویت کرده است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

That bloodless lip quivered to a temporary spasm.  I knew the steely ire I had whetted.

آن لبان بی‌خون به یک تشنج موقت لرزید. من می‌دانستم که خشم فولادی را که تقویت کرده بودم.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

They may whet their appetite with some of the local destinations, and increasingly travel abroad, ” he said.

آنها ممکن است با برخی از مقاصد محلی اشتهای خود را تقویت کنند و به طور فزاینده‌ای سفر کنند،

منبع: VOA Special April 2016 Collection

Before we get into the red meat of this week's discussion, let's whet the appetite a bit.

قبل از اینکه به اصل بحث این هفته بپردازیم، کمی اشتهای خود را تقویت کنیم.

منبع: Financial Times Podcast

This gave her a far greater appreciation of the world around her than anything she had read in books, whetting her appetite to learn more.

این باعث شد قدردانی بسیار بیشتری از دنیای اطراف خود نسبت به هر چیزی که در کتاب خوانده بود، داشته باشد و اشتیاق او را برای کسب اطلاعات بیشتر تقویت کند.

منبع: Women Who Changed the World

What a grand appetite had this small urchin! —Two Jim Crows immediately after breakfast! —and now an elephant, as a preliminary whet before dinner.

چه اشتهای بزرگی این بچه ولگرد داشت! - دو مرغ غار بلافاصله بعد از صبحانه! - و حالا یک فیل، به عنوان یک تقویت اولیه قبل از شام.

منبع: Seven-angled Tower (Part 1)

" Because there is a force that wants you to realize your personal legend; it whets your appetite with a taste of success" .

چون نیرویی وجود دارد که می‌خواهد شما افسانه شخصی خود را محقق کنید؛ اشتیاق شما را با طعم موفقیت تقویت می‌کند.

منبع: The Alchemist

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید