whimseys

[ایالات متحده]/ˈwɪm.zi/
[بریتانیا]/ˈwɪm.zi/

ترجمه

n. ایده‌ها یا تصورات خیالی

عبارات و ترکیب‌ها

whimseys of life

خوش‌خیالی‌های زندگی

whimseys and fancies

خوش‌خیالی‌ها و هوس‌ها

childhood whimseys

خوش‌خیالی‌های دوران کودکی

whimseys in art

خوش‌خیالی‌ها در هنر

whimseys of nature

خوش‌خیالی‌های طبیعت

whimseys and dreams

خوش‌خیالی‌ها و رویاها

whimseys of imagination

خوش‌خیالی‌های تخیل

whimseys for fun

خوش‌خیالی‌ها برای سرگرمی

whimseys in design

خوش‌خیالی‌ها در طراحی

whimseys of childhood

خوش‌خیالی‌های دوران کودکی

جملات نمونه

her room was filled with the whimseys of her imagination.

اتاق او با خیال‌پردازی‌های او پر شده بود.

the artist's latest collection showcases a variety of whimseys.

آخرین مجموعه هنرمند، مجموعه‌ای از خیال‌پردازی‌ها را به نمایش می‌گذارد.

children often create whimseys that reflect their dreams.

کودکان اغلب خیال‌پردازی‌هایی خلق می‌کنند که بازتابی از رویاهایشان است.

the garden was a delightful mix of whimseys and traditional designs.

باغ ترکیبی دلپذیر از خیال‌پردازی‌ها و طرح‌های سنتی بود.

she has a knack for turning everyday items into whimseys.

او استعداد تبدیل اشیاء روزمره به خیال‌پردازی‌ها را دارد.

his stories are filled with whimseys that captivate readers.

داستان‌های او پر از خیال‌پردازی‌هایی هستند که خوانندگان را مجذوب خود می‌کند.

they decorated the party with whimseys that delighted the guests.

آنها مهمانی را با خیال‌پردازی‌هایی که مهمانان را خوشحال کرد، تزئین کردند.

the book was a collection of whimseys and illustrations.

کتاب مجموعه‌ای از خیال‌پردازی‌ها و تصاویر بود.

her whimseys often inspire those around her.

خیال‌پردازی‌های او اغلب الهام‌بخش کسانی است که در اطراف او هستند.

in the world of whimseys, anything is possible.

در دنیای خیال‌پردازی‌ها، همه چیز ممکن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید